تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
قلعه و شهر انداخته گريخته بودند ، خيال غلّه كرده به قلعه كشيدند و در آنها بالتمام نمك بود . ملك علاء الدّين اكابر و تجّار و رعيّت را فرصت گريز نداده به شهر ديوگير درآمد و مهاجنان و برهمنان و بزرگان آنجا را دستگير ساخته در لوازم نهب و غارت به اقصى الغايت كوشيد و چهل زنجير فيل و چند هزار اسب طويله خاصّهء رام‌ديو به دست آورده شهرت داد كه بيست هزار سوار مسلمان از راه فلان و فلان متعاقب مىرسند و بعد از تاراج آن شهر كه چندين هزار سال از آفت اسم بيگانه ، محفوظ بود ، به جانب قلعه رفته به محاصره مشغول شد . رام‌ديو يقين دانست كه ايشان فكر بر اصل كرده داخل مملكت دكن شده‌اند ، مناسب آن است كه تا امراى ديگر از عقب نرسيده‌اند ، ملك علاء الدّين را از خود ساخته صلح كنم و او را برگردانم . پس جماعتى از مردم دولت‌خواه خود را كه اكثر برهمنان بودند در همان روز نزد او فرستاده پيغام داد كه آمدن شما در اين ديار از حزم و دورانديشى بسيار دور است و از اينكه شهر از لشكر خالى بود شما « 1 » بر او مسلّط شده هرچه خواستيد كرديد . مغرور نبايد شد . عن‌قريب است كه از اطراف و جوانب لشكر دكن ، كه از حد و حساب بيرون است ، روى به اين جانب آورده يكى از شما را زنده از اين ديار بيرون نخواهد گذاشت . و بر تقديرى كه از دكن به سلامت بيرون رويد ، راجهء مالوه كه صاحب « 2 » چهل هزار سوار و پياده است و راجهء خانديش و كوندواره ، كه سوار و پياده بسيار دارد ، اگر برآمدن شما مطّلع گردند سر راه گرفته يكى از اين جماعت را در قيد حيات [ 170 ] نخواهند گذاشت . بهتر آن است كه پيش از آنكه حكّام اطراف آگاهى يابند از مهاجنان و رعايايى كه در بند شما افتاده‌اند نعل بها گرفته معاودت نمايند . ملك علاء الدّين از راه دوربينى و احتياط قبول اين معنى كرده پنجاه من طلا و چند من مرواريد و اقمشهء نفيسه از مردمى كه اسير شده بودند گرفت و قرار داد كه صبح روز پانزدهم « 3 » از محاصره ، اسيران را رها كرده به قصد مراجعت كوچ نمايد .
هامش
( 1 ) . ش : « در اين ديار . . . خالى بود شما » ندارد . ( 2 ) . ش : « صاحب » ندارد . ( 3 ) . ش : بيست و پنجم .