تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
قضا را پسر بزرگ رام‌ديو بر اين قضيّه مطّلع شده و لشكر جمع آورده جهت محاربه و مقابله ، وقتى كه ملك علاء الدّين كوچ كرده بر جناح رفتن بود ، به سه كروهى ديوگير رسيد . رام‌ديو كس نزد پسر فرستاد پيغام داد كه « به حسب نصيب و تقدير هرچه شدنى بود شد . به حمد اللّه ما را نقصانى و آسيبى نرسيده اگر رعايا جفايى ديده باشند تدارك و تلافى آن به احسن وجهى مىتوانم نمود . بايد كه ابواب قتال مفتوح نگردانى كه تركان ، يعنى مسلمانان ، را طايفه‌اى عجب مىبينم با ايشان ستيز و آويز مصلحت نيست . » پسر چون [ لشكر خود را اضعاف لشكر خصم مىديد و راجه‌هاى نزديك اكثر به مدد او آمده بودند و در حرب اصرار نموده به ملك علاء الدّين ] « 1 » پيام داد كه « اگر شما را حيات عزيز است و مىخواهيد از اين ورطهء صعب و هولناك به سلامت به كنار افتيد . هرچه از رعيّت شهر به تصرّف شما درآمده واپس داده ، راه ديار خويش پيش گيريد و سلامتى را غنيمت شماريد . » ملك علاء الدّين آتش قهر و خشم برافروخت و روى كسان پسر رام‌ديو را سياه كرده در لشكر بگردانيد و ملك نصرت را با هزار سوار به محاصره قلعه بازداشته بىتوقّف و درنگ فوج‌ها آراست و استقبال لشكر دكن كرده مصاف داده نزديك بود كه پاى ثباتش متزلزل گشته راه معاودت بسپرد كه در اين وقت ملك نصرت بىحكم ، دست از محاصره بازداشته به جانب معركه شتافت و لشكر دكن را چون چشم بر فوج ملك نصرت افتاد خيال كردند كه بيست هزار سوار لشكر اسلام كه موعود بودند رسيد ، همگى به اين توهّم پشت بر معركه كرده روى به گريز نهادند و ملك علاء الدّين مظفّر و منصور همان ساعت برگشته ، بر نهج سابق ، قلعه را محاصره نموده آثار شدّت و خشونت به تقديم رسانيده جمعى از برهمنان و مهاجنان اسير را به قتل رسانيد و جمعى از خويشان و قرابتان رام‌ديو ، كه در معركه اسير شده بودند ، طوق و زنجير در گردن كرده در « 2 » مقابل قلعه ايستاده كرد . رام‌ديو به كنكاش مقرّبان
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد . ( 2 ) . ش : « كرده در » ندارد .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 339 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى