تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
را شكسته و خراب كرده ، در اثناى مراجعت ، باز به قلعهء رنتهنبور شتافت و چون « 1 » راى آنجا در مقام ملايمت و فرمان‌بردارى نيامد ، سلطان جلال الدّين به ساختن ساباطها و نصب مقرها حكم فرمود ، ليك ، به زودى ، فسخ عزيمت روى نموده كوچ كرد و به اركان دولت خود گفت : « مىخواستم در فتح قلعه سعى نمايم ، امّا چون يقين شد كه گرفتن آن بدون آنكه چندين هزار مسلمان ضايع شوند ممكن نيست از سر اراده برخاستم . » احمد چپ ، كه از مقرّبان درگاه و داخل مشورت بود ، به عرض رسانيد كه « سلاطين را در وقت جهان‌گيرى ملاحظهء كشته شدن مردم نبايد كرد . عن‌قريب است كه راى اين قلعه را خيال ديگر به خاطر رسيده پاى از دايرهء خود بيرون خواهد نهاد . » سلطان جلال الدّين از اين سخن « 2 » آزرده شده با وى گفت : « گويا خيال تو آن است كه من نمىدانم كه سلاطين را از كشته شدن مردم پروايى نيست ، امّا اين كار را پادشاهانى كه مسلمان‌اند و بازگشت به خدا و رسول خدا دارند و معتقد آخرت‌اند كمتر مرتكب مىشوند و من بارها به تو گفته‌ام كه من پير شده‌ام ، مناسب نيست كه افعال جبّاران و فراعنه پيش گيرم و كارى كنم كه صد هزار زن و فرزند مسلمانان بيوه و يتيم گردند . » و امثال اين چيزها بسيار گفته به دهلى آمد . و در سنهء احدى و تسعين و ستمائه [ 691 / 2 - 1291 م ] يكى از قرابتان هلاكو خان با ده تمن مغول متوجّه هندوستان شد و تمن عبارت است از ده هزار [ سوار ] « 3 » . سلطان چون بر اين معنى آگاهى يافت جمعيّت نموده با لشكرهاى قاهره به دفع ايشان حركت نمود و در حدود برارم [ تقارب ] « 4 » فئتين روى نموده از دو جانب آب ، كه در آن ناحيه واقع است ، در مقابل يكديگر فرود آمدند و براى مصاف صحراى وسيع قرار داده چند روز قراولان هردو طرف به جنگ مشغول شدند و جمعى كثير كشته گشتند ، تا روزى ميان مقدّمهء هردو لشكر « 5 » محاربه و مقاتله صعب اتّفاق افتاد و
هامش
( 1 ) . ش : « چون » ندارد . ( 2 ) . ش : « سخن » ندارد . ( 3 ) . پ . ش . پت : ندارد . از ن ، 1 / 94 افزوده شد . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . ش : « به جنگ . . . لشكر » ندارد .