تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
جامع به نماز جمعه نرفته و در خانقاه « 1 » تنها نماز گزاردى و شرايط نماز جماعت ، چنانچه بزرگان دين قرار داده‌اند ، به جاى نياوردى ، ليك مجاهده و رياضت بسيار كشيدى و جامه به جز چادر چيزى نپوشيدى و نان برنج تريد كرده بخوردى و زنى و كنيزى نداشت و پيرامون استيفاى لذّت و شهوات نمىگشت و از هيچ آفريده چيزى نمىگرفت و چندان خرج مىكرد كه مردمان را حيرت شده مىگفتند كه او علم كيميا و سيميا مىداند و چون عهد سلطان بلبن گذشت و عهد معزّى كه زمان غفلت و بىخبرى بود رسيد ، سيّدى موله در ايثار دينار و درم بيش از پيش كوشيدى و با خوانين و ملوك مختلط گشته پند شيخ فريد الدّين - عليه الرحمه - از خاطر محو ساخت . بيت
بر آتش دل منه كو رخ فروزد * كه وقت آيد كه صد خرمن بسوزد
و برحسب دلخواه به افراط خرج‌ها كرده اكابر و اعيان را دو هزار و سه هزار تنكهء سرخ انعام مىفرمودى و براى ايشان در خانقاه خود چنان « 2 » اطعمه و اشربه گوناگون مىكشيد كه سلاطين روزگار را ميسّر نگشتى و بسيار بودى كه هزار من ميده به سنگ هندوستان و دويست من نبات و دويست من شكر و پانصد من مسلوخ و چندين من روغن و حوايج ديگر در يك روز در مطبخ او پخته گشتى و در خانقاه او خورده شدى . و قاعدهء او اين بود كه هرگاه مىخواست كه [ 165 ] به مردم چيزى بخشد يا قيمت اشيايى كه مىخريدند ، مىگفت فلان حصير يا فلان خشت و سنگ را برداريد و در زير آن اين مقدار تنكه نقره و طلاست برگيريد . اتّفاقا ، چون آنها را برمىداشتند آنچه فرموده بود مىيافتند و خيال مىكردند كه همان لحظه از دار الضّرب آورده‌اند . و چون نوبت سلطنت به خلجيان رسيد و سلطان جلال الدّين بر سرير حكومت هندوستان متمكّن گشت ، هجوم خلايق بر وى از حدّ گذشت و
هامش
( 1 ) . ش : خانه . ( 2 ) . ش : « چنان » ندارد .