تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
شدن سيّدى موله نام درويش بود . ضياء برنى « 1 » و صدر جهان [ 164 ] گجراتى آن قضيّه را چنين بيان كرده‌اند كه چون ملك الامرا « 2 » فخر الدّين كوتوال ، كه به تقريبات پيش از اين در مواضع متعدّده نام او مذكور شده ، در عهد سلطان جلال الدّين وفات يافت چندين ملوك و خوانين بلبنى كه بىجاگير گشته در پناه دولت او زندگانى مىكردند ، سرگردان و عاجز شدند و ، هم‌چنين ، دوازده هزار نفر ختمى او كه هرروز هزار بار ختم [ قرآن ] « 3 » مىنمودند و چندين هزار سپاهيان ، كه چاكر او بودند ، بعد از فوت آن جناب پريشان حال گشتند و بالتمام روى به خانقاه سيّدى موله آوردند . و در كتاب ملحقات شيخ عين الدّين بيجاپورى به نظر آمده كه او مردى بود در لباس درويشان از جرجان به جانب مغرب رفته مدّتى مديد با مردم صاحبدل روزگار به سر برد و از ايشان نظر يافته به جرجان مراجعت نمود و پس از چندگاه به قصد زيارت شيخ فريد الدّين گنج شكر - قدس الله سرّه العزيز - « 4 » به هندوستان شتافت و در اجودهن « 5 » به ملاقات او رسيد و چندگاه در صحبت او بوده ، دوبه‌دو مجلس‌ها مىداشتند و حرف‌ها مىگفتند . و در عهد سلطان بلبن هوس سير دهلى كرده به رخصت شيخ روى توجّه به آن‌جانب آورد . گويند روزى در اثناى صحبت داشتن شيخ گفت : « تو مىخواهى كه به دهلى به روى و در آمد شد خلق بر خود گشايى و مسافران برّ و بحر را طعام دهى در اين باب با تو چيزى نمىگويم و مانع نمىگردم ، امّا از من يك وصيّت نگاه دار ، با ملوك و امرا و مقرّبان شاه اختلاط مكن و از آشنايان ايشان محترز و مجتنب باش كه مصاحبت و اختلاط اين جماعت به امثال ما فقرا مستلزم هلاك است . » سيّدى موله چون به دهلى رسيد متوطّن شده خانقاه عظيم ساخت و در اطعام و انفاق فقرا و مساكين كوشيده هرروز آن مقدار مردم درويش از مسافر و مجاور كه به خانقاه او مىآمدند ، محروم نمىساخت و او اگرچه در مسجد
هامش
( 1 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 212 - 208 . ( 2 ) . ش : « ملك الامرا » ندارد . ( 3 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد . ( 4 ) . ش : « قدّس اللّه سرّه العزيز » ندارد . ( 5 ) . اجودهنAjodhan.