تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
بر رئوس منابر مرا به لقب « المجاهد فى سبيل اللّه » ياد كنند دور نخواهد بود . بنابراين روزى به زن خود ، ملكه جهان ، گفت : « چون ارباب علم و صدور و قضّات به تقريب تهنيتى به در حرم آيند ، تو كس نزد ايشان فرستاده بگوى كه شما از سلطان درخواست كنيد تا او را روز جمعه بر منبر « المجاهد فى سبيل اللّه » مىخوانده باشند . اتّفاقا در همان پنج شش روز كار خير دختر سلطان معزّ الدّين كيقباد با قدر خان در ميان آمده علما و صدور و قضات ، جهت مباركباد ، به در حرم حاضر گشتند . ملكه جهان كس پيش ايشان فرستاده از مقدّمهء معهوده پيغام نمود . ايشان آن سخن را پسنديده گفتند : سلطان بارها با كفّار مغول جنگ‌ها كرده است ، « المجاهد فى سبيل اللّه » خواندن جايز بلكه واجب باشد . و چون اكابر و علما و صدور ، به تقريب تهنيت غرّهء ماه ، به خدمت سلطان رفتند و شرف دست‌بوس دريافتند ، قاضى فخر الدّين نافله ، كه سرآمد علماى آن عصر بود ، به عرض رسانيد كه صدور و قضات و جميع علما از سلطان التماس دارند كه چون سلطان مكرّر با كفّار مغول جهاد كرده ، نام نامى را به لقب « المجاهد فى سبيل اللّه » بر منبرها ياد مىكرده باشند . سلطان اين حرف شنيده آب از ديده روان ساخت و گفت : « اى قاضى فخر الدّين اين سخن را ملكه جهان بنابر تعليم من به شما پيغام داده « 1 » است ، امّا بعد از آنكه من به او اين سخن گفتم پشيمان گشتم . چه با خود انديشيدم كه در اين مدّت اين همه جنگ كه با مغول كردم هرگز محض از براى رضاى خداى عزّ و جلّ و طمع شهادت و قصد بلند گردانيدن اعلام « 2 » اسلام نبوده بلكه هميشه غرض من آن بود كه نام و آوازهء من بلند شود تا مرا پيش صاحب من ، سلطان غياث الدّين بلبن ، اعتبار و عزّت زياده گردد . » و با آنكه علما و صدور و قضات ، از براى رفع دغدغهء سلطان ، وجوه و تأويلات پيدا كردند و مبالغه نمودند به‌هيچ‌وجه قبول نكرد . و از جمله حوادث غريبه كه در زمان چنين پادشاه سليم النفس روى نمود ، كشته
هامش
( 1 ) . پ : نموده . ( 2 ) . ش : معالم .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 327 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى