ديگر ملك الماس بيگ الغ خان تزويج فرمود .
و سلطان جلال الدّين پادشاهى بود حليم و كريم . طبع موزون داشت و به صفت قدرشناسى و راستى موصوف بود . هركه را جاگير دادى هرگز تغيير نكردى و جرايمى كه از نزديكان به وقوع آمدى هرگز ذلّت « 1 » نفرمودى .
بيت
تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر * بل ز صد لشكر ظفرانگيزتر
و مكابره و تعذيب و تشدّد و طمع در مال مردم كه شعار جبّاران و قهّاران است ، هرگز در مدّت پادشاهى به جا نمىآورد و در مجالس شراب [ با اهل مجلس ] « 2 » مصاحبانه و بىتكلّفانه اختلاط كردى و نسبت مساوات مرعى داشتى . حريفان مجلس شراب سلطانى ، ملك تاج الدّين كوچى و ملك فخر الدّين كوچى و ملك عز الدّين غورى و ملك قرابيگ بن ملك نعيق « 3 » مقتول و ملك نصرت صبّاح « 4 » و ملك احمد چپ و ملك كمال الدّين ابو المعالى « 5 » و ملك نصير الدّين كهرامى و ملك سعد الدّين منطقى بودند ، و ايشان در لطافت طبع و حسن اختلاط و شجاعت و مردانگى در عصر خويش عديل و نظير نداشتند و تاج الدّين عراقى و اميرخسرو و خواجه « 6 » حسن و مؤيّد جاجرمى « 7 » و مؤيّد ديوانه و امير ارسلان كلامى و اختيار الدّين باغى و باقى خطيب در سلك ندما انتظام داشتند و هريك در علم اشعار و تاريخدانى ممتاز بودند و دايم مجلس [ سلطان ] « 8 » از غزلخوانان جاننواز ، مثل امير خاصّه و حميد راجه ، و ساقيان دلربا ، چون « 9 » پسران حبيب خان و نظام خريطهدار ، و مطربان بىبدل مثل ، محمّد شه چنگى و فتوحا و نصير خان « 10 » و بهروز ، آراسته مىبود ؛ اميرخسرو هرروز در مجلس سلطان غزلهاى تازه آوردى و به انعام و التفات بهرهمند شدى .
هامش
( 1 ) . ش : بند و لت .
( 2 ) . پ : ندارد ، از « ش » افزوده شد .
( 3 ) . پت : نعلق .
( 4 ) . پت : جناح .
( 5 ) . پت : نعلق .
( 6 ) . پ : « خواجه » ندارد .
( 7 ) . ش : حاجزى .
( 8 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 9 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 10 ) . ش : نصر .