هژده ساله بود ، سلطان معزّ الدّين خطاب داده به سلطنت برداشتند . و او پادشاهى بود به فضيلت و طبع نظم و مكارم اخلاق آراسته و به حسن يوسفى و طلعت خورشيدى و علوّ نسب پيراسته ، بغرا خان « 1 » از دختر سلطان شمس الدّين متولّد شده و خودش از دختر سلطان ناصر الدّين محمود بن شمس الدّين « 2 » . پس ناصر الدّين جدّ مادرى او باشد و غياث الدّين جدّ پدرى ، چنانكه امير خسرو گفته :
بيت
شمس جهانگير جَدّ مادرش * اظهر من الشّمس جَدّ ديگرش
ناصر حقّ شاه فرشتهسرشت * [ خوى ] « 3 » خوشش نسخهء باغ بهشت
جدّ سوم شاه غياث الامم * حاكم فرمان ز عرب تا عجم
هرسه جدّش كعبهء اركان جود * كرده دو عالم سه جدّش را سجود « 4 »
و در حجرهء عطوفت جدّ بزرگوار پرورش مىيافت . معلّمان و مؤدّبان نيكو سير هميشه موكّل او بودند و نمىگذاشتند كه پيرامون لذّات و شهوات نفسانى گردد و همگى اوقاتش صرف خواندن و نوشتن مصروف مىشد . چون دولت مساعد شد و بر تخت سلطنت برآمد ، مطلق العنان گشته به مقتضاى هواى جوانى داد بىقيدى داد و جهان به كام هواپرستان شده در مباشرت قمر عذاران سيمين اندام و مخالطت پرىپيكران مشكينفام مدام « 5 » از خود به تقصيرى راضى نشد . بازار مطربان و مسخرگان و نشاطانگيزان و عيشجويان رواج يافته در سايهء هرديوارى 230 پرىرويى و در گوشهء هربام غزلخوانى و سرودگويى پديد آمد . و بنابرآنكه پادشاه اين شيوه پيش گرفت ، ملوك و خوانين به عيش و عشرت افتادند و اهالى شهر ، از زن و مرد و شيخ و شاب ، مست و غزلخوان در كوچه و بازار گشتند و قلم تكليف از ميان مرتفع
هامش
( 1 ) . ش : « بغرا خان » ندارد .
( 2 ) . ش . پت : ناصر الدّين بن التتمش .
( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 4 ) . پت :كرده دو عالم را جدّش سجود .( 5 ) . ش : « مدام » ندارد .