تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
جنگ بىدرنگ و رزم بىحزم بر خود مىپيچم ، ساعتى به موقف بىتأمل توقّف كن كه اسلام و اسلاميان چون طناب بر بستهء خيم و نعيم تواند ، اللّه اللّه به اين طايفه رسم طناب‌اندازى را چندين اطناب مده . بيت
من به رغبت پيش تو سر در طناب آورده‌ام * تو كمند از زلف انداز اى كمندانداز من « 1 »
فى الجمله ، آن شاه دين‌پناه كفرگاه ، به همهء قلب سپاه به اين گروه گمراه ، از نيم‌روز تا شامگاه ، غزوى بىاختيار و اكراه مىكرد غوغاى « 2 » غالبان دغا و غليان طالبان غزا گوش گيتى و اسماع سماء « 3 » كر كرده و زبان‌هاى آتشين « 4 » كه از سر نيزهء اغرّ و مغرّ « 5 » مىخواست و زبان‌هاى تيغ در گزاردن پيغام اجل يك حرف خطا نمىكرد ، همه به اين آيت روان بود كه
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
« 6 » پشت زمين چون چشم شيرين سر به باد داده « 7 » پرخون ، و روى « 8 » آسمان چون فرق « 9 » پسران پدر كشته پر گرد « 10 » . بيت
آهنين شمشير چون آتش چه تابى اى پدر * تا مرا داغ يتيمى بر جگر خواهى نهاد
هم در عين اين عناد در اثناى اين آشوب و بلا ، ناگاه تيرى از شست قضا بر بال آن شهباز فضاى غزا رسيد و مرغ روح از قفس قالب آن حضرت جانب گلشن جنان و روضهء رضوان نقل كرد :
إِنَّا لِلَّهِ
« 11 »
وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 12 » . همان [ 146 ] زمان ، پشت دين محمّدى - صلى اللّه عليه و آله و سلم « 13 » - چون دل يتيمان بىپدر « 14 » زار بشكست . و سدّ ملّت
هامش
( 1 ) . ش :تو كمند از زلف اندازى كمند اندازيم. پت :تو كمند زلف اندازى كمند آواز را. ( 2 ) . ش : « غوغاى » ندارد . ( 3 ) . ش : سماع . ( 4 ) . م : آتشين‌بار . ( 5 ) . پت : معتبر . ( 6 ) . عبس ( 80 ) آيهء 34 : روزى كه آدمى از برادرش مىگريزد . ( 7 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 100 : چون چشم پيران پسر بر باد داده . منتخب التواريخ ، 1 / 93 : چون چشم پيران بصر بر باد داده . ( 8 ) . پ . پت : از روى . ( 9 ) . م . برق . ( 10 ) . ش : پر گرده . پت : كرد . ( 11 ) . پت : انار اللّه . ( 12 ) . بقره ( 2 ) آيهء 156 : ما از آن خدا هستيم و به او بازمىگرديم . ( 13 ) . م : دين محمدى قتل كيخسرو عليه السلام . ( 14 ) . ش . پت . م : « بىپدر » ندارد .