تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
شعر
هركه را از بخت بد راه اوفتد * كار او در كام بدخواه اوفتد بخت چون ديوانه « 1 » از ره گم شود * عقل چون شب كور در چاه اوفتد
قضا را ، آن روز ماه و آفتاب كه نسبت به ملوك دارند در نشانهء ماهى آويخته بودند و مرّيخ كه سرخ‌رويى او همه از خون اعيان مملكت است همه از تركش آن سرخ « 2 » خدنگ خذلان و طغانهء طغيان مىگشادند و خوان جوزاكمر « 3 » را سدّى بود از برج آبى ، خانهء خوف و خرابى و دلايل فتن و مخايل فتور بر اين نوع ظاهر و باهر و رمز و اشارت اذا جاء القضا ضاق الفضاء « 4 » در سياق اوراق تحرير افتاد . القصّه ، نيم‌روز كه سوارى چرخ در ولايت نيم‌روز رسيد ، روز آن [ شاه گيتى ] « 5 » فروز را وقت زوال نزديك شد . ناگاه ، گردى « 6 » از سمت آن كفره پديد آمد و خان غازى همان زمان سوار شد و مثال داد كه تمامى خيل و خدم و حاشيه و حشم بر قضيّهء
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ
« 7 » ، كافر صف صد بار قوىتر از سدّ سكندر بركشيدند و بعد از ترتيب ميمنه و تركيب ميسره به ذات عالى صفت صفات خويش در قلب‌گاه چون در جميع كواكب ماه به ميعاد ايستاد و كفّار تتار - عليهم الخذلان و الخسار - آب لاهور را عبور كردند و مقابل اسلاميان درآمدند و آن وحشيان خرابى دوست بيابان‌زاده ، پرهاى بوم بر سرهاى خود نهادند و غزات اسلام از ملوك ترك و خلج و معارف هند و ساير سپاهى در نمازگاه معركه از آن جهت كه حضرت « 8 » [ 145 ] مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم - « 9 » جهاد را با صلوت نسبت فرموده كه رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر « 10 » ، تكبيرگويان دست برآوردند و در اوّل حمله چندين زبردستان را از خيل مغول زير تيغ گذرانيده و نيزهء ملوك درگاه در اعضاى اعدا چنان
هامش
( 1 ) . پ : ديوان . ( 2 ) . ش . پت : برج . ( 3 ) . پت : جوزو . س : جوزامكر قمر . ( 4 ) . امثال و حكم ، 1 / 92 . چون قضا بيايد ، جاى فراخ تنگ گردد . ( 5 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 6 ) . ش : گردى هم . ( 7 ) . توبه ( 9 ) آيهء 5 : مشركان را بكشيد . ( 8 ) . ش : « حضرت » ندارد . ( 9 ) . ش : عليه الصلاة و السّلام . ( 10 ) . ش : رجعت كنيد از جهاد اصغر به جهاد اكبر .