تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
مىنشست كه نيزه‌وار از بالاى هريك خون برمىخواست و شست تركان خاصّ تير دريافته چنان مىرفت كه جامه بر اهل تتار تارتار مىشد . بيت
در اوّل يك خدنگ شه جُست * گشتند همه تتاريان سُست
خدايگان رشيد شيردل شمشيرزن با شمشيرى چون عقيدهء خود صاف ، از ميان مصاف ، هربار كه حمله مىآورد شمشير گويى در آن مصاف جايگاه « 1 » بر شمايل آن شاه مىلرزيد و همه تن زبان شده به او مىگفت : « امروز دفع اين مهمّ و رفع اين ملاعين به بندگان دولت حواله كن و به نفس نفيس خود حركت مفرماى كه شمشير دورويه است و تيغ اجل را زخمى بىغايت نتوان دانست كه از تقدير قادر بر كمال به كه رسد من از عين الكمال چشمى مىزنم . » نظم
مرو تا خاك تو بر چشم بندم * مكن كز چشم بدانديش مندم فلك رويى چنان روشن نديد است * [ من ] « 2 » از ديده بدان آتش سپندم
تا زمانى ، در ميدان جهاد ، شيرنژاد رسوم هيجا به اقامت مىرساند ، هريك از اسلحه به زبان حال در مقابل آمده ، نيزه مىگفت كه شاها دست از من كوتاه كن كه زبان سنان من از بسيارى جدال و قتال كند شده و مرا بر روى خصم مجال طعن نمانده ، مبادا كه چون [ بجنبم حركت پريشان از من در ظهور آيد . تير مىگفت اى عقد ] « 3 » شست تو ، عقدهء جوزهر گشاده به قصد اين فسده « 4 » پيش مرو ، من خود در رفتن خاك بر سر مىكنم . نبايد كه ترك تنگ‌چشم فلك ، كه بر بام پنجم است و بر در خانه هشتم ، در كمين از كمان كينه و كين بر سبيل جسارت و جفا بر تو خدنگ روان كند . و كمند مىگفت كه امروز سررشتهء تدبير از دست تفكّر نبايد داد كه من از اين
هامش
( 1 ) . ش : هرگاه . طبقات اكبرى ، 1 / 99 ؛ منتخب التواريخ ، 1 / 92 : در آن حربگاه . ( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 48 افزوده شد . ( 4 ) . پت : قدح .