تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
وصيّت ديگر آن است كه قهر و سطوت خود را در محلّ خويش رانده از اغراض [ نفس خود ] « 1 » تجنّب نمايى و جز براى خدا كار نكنى و خزاين و دفاين را ، كه از عطاياى جزيل ربّانى ، است در اعتلاى حقّ و رفاهيّت خلق صرف نمايى . ديگر اعداى دين و فساق و ظلمه را همه وقت مخذول و منكوب دارى . ديگر آنكه از احوال و افعال ولايات و عمّال خود همه وقت باخبر باشى و ايشان را بر محاسن افعال و فضايل اخلاق تحريض نمايى . ديگر آنكه قضات و حكّام متّقى و متديّن بر خلايق نصب فرماى تا رواج دين و رونق عدل ميان خلايق پديد آيد « 2 » . ديگر آنكه ، در خلأ و ملأ لوازم حشمت و عظمت پادشاهى را مراعات نموده در هيچ‌وقت از اوقات به مطايبه و ساير ما لا يعنى اشتغال ننمايى . بيت
لوازم حشمت را به جِدّ صيانت كن * كه هزل با همه كس كم كند مهابت را
و ديگر آنكه مردم صاحب همّت نيك‌انديش و شاكر نعمت را به انعام و اكرام پيش آمده ، در نگاه داشت خاطر ايشان مساهله نكنى و در تربيت مردم صاحب هنر و خردمند كه موجب رونق و رواج كار مملكت است ، سعى نمايى و از لئيمان و خداناترسان چشم وفا ندارى و صلاح ملك و دين در دورى و بيگانگى اين طايفه دانى . نظم
گوهر نيك را ز عقد مريز * وانكه بدگوهر است از او بگريز « 3 » بدگهر با كسى وفا نكند * اصل بد از خطا خطا نكند
وصيت ديگر آنكه همّت و پادشاهى لازم و ملزوم يكديگرند و عقلا و حكما اين هردو را به دو برادر توأمان تشبيه كرده‌اند و گفته‌اند كه همّت پادشاه بايد كه پادشاه
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش آورده شد . ( 2 ) . پت : « ديگر آن . . . پديد آيد » ندارد . ( 3 ) . ش : پرهيز .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 288 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى