تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
سلطان از ملتان و بغرا خان از سمانه و ملك باربك بيگ برلاس « 1 » از دهلى همه به اتّفاق تا آب بياه ، كه در اين وقت قصبهء سلطان‌پور قريب آن واقع شده ، بروند و دفع شرّ مغول نمايند . و بعد از آنكه مهمّات مملكت استقامت پذيرفت و كارها حسب دلخواه ساخته شد ، قضيّهء طغرل كه از غلامان ترك سلطان بلبن بود و حكومت لكهنوتى داشت روى نمود و آن‌چنان است كه در سنهء ثمان و سبعين و ستمائه [ 678 / 1279 م ] طغرل « 2 » كه به سخاوت و شجاعت و چستى و چالاكى اتّصاف تمام داشت از لكهنوتى به جاج‌نگر 227 لشكر برده ، راى آن ناحيه را بشكست و فيل و مال فراوان به دست آورده چون سلطان [ پير شده بود و پسران او در مقابل مغولان گرفتارى داشتند ، در خيال سلطنت لكهنوتى افتاد و از آن فيلان و غنايم براى سلطان ] « 3 » حصّه‌اى نفرستاد . و در اين اثنا ، سلطان در دهلى بيمار شده قريب يك ماه از خانه بيرون نيامد و ، به اراجيف ، فوت او را در ممالك منتشر كردند « 4 » ، طغرل يك‌باره از پوست برآمده و جمعيّت فراوان به هم رسانيد و خود را [ سلطان ] « 5 » مغيث الدّين خطاب كرد و چتر سرخ بر سر گرفته خطبهء آن بلاد به نام خويش خواند « 6 » . مقارن آن حال فرامين پادشاهى مشتمل بر شفا و صحّت « 7 » مزاج رسيد . طغرل بر حكم الشّروع ملزم « 8 » ، از كرده پشيمان نگشته در مخالفت اصرار ورزيد و سلطان بلبن بر آن مطّلع شده ملك ايتگين « 9 » موى دراز را ، كه خطاب امين خان داشت و حاكم اوده بود سر لشكر ساخته و صاحب صوبهء لكهنوتى گردانيده با امراى ديگر مثل تمر « 10 » خان شمسى و ملك تاج الدّين پسر على خان و جمال الدّين قندزى « 11 » جهت سزاى طغرل روانه ساخت . چون ملك ايتگين « 12 » امين خان با لشكر خود از آب سرو 228 گذشت و بر سمت لكهنوتى روان شد ، طغرل در برابر آمده به واسطهء بسيارى بخشش طغرل ،
هامش
( 1 ) . پ : برين . پت : بريش . ( 2 ) . پت : طول . ( 3 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد . ( 4 ) . پ : گشته . ( 5 ) . پ . پت : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 6 ) . ش : گردانيد . ( 7 ) . ش : شفاى صحت . ( 8 ) . ش : الشرع يلزم . ( 9 ) . ش : الپتگين . ( 10 ) . پت : تيمور . ( 11 ) . پت : تيمور . ( 12 ) . ش : « ايتگين » ندارد .