و نظم آنها خوش كردى و چنان مهذّب و مودّب بود كه در مجلس فرماندهى اگر تمام روز و شب نشستى زانوى خود بالا نكردى و سوگند او جز لفظ حقّا نبودى و در مجلس شراب و اوقات غفلت و مستى حرف ناملايم بر زبان او نرفتى .
بيت
ادب بزرگ كند مرد را تو شاهد طبع * به حليهء ادب آراى تا بزرگ شوى
پيوسته در محفل منيف او شاهنامه و ديوان خاقانى و انورى و خمسهء نظامى و اشعار امير خسرو مىخواندند و ارباب فهم و دانش به شعر فهمى او اقرار داشتند . از امير خسرو منقول است كه به حدّت طبع و دريافت معانى دقيق و سخنشناسى و يادداشت اشعار متقدّمين و متأخّرين همچو محمّد سلطان كم كسى ديدهام . بياضى داشت كه قريب بيست هزار بيت به سليقهء عالى خود « 1 » از كتب قدما انتخاب كرده به خطّ خود نوشته بود و امير خسرو و خواجه حسن آن اشعار را پسنديده و خوش كرده بر شعر فهمى و ادراك بلند او آفرين مىگفتند . و بعد از شهادت او ، سلطان غياث الدّين آن بياض را به امير على جاندار « 2 » عنايت فرمود و بعد از او به امير خسرو رسيد و جميع صاحب طبعان آن بياض را ديده اشعار منتخب او را در بياضهاى خود نوشته بر فوت شاهزادهء نوجوان تأسّف مىخوردند .
وقتى كه محمّد شاه در ملتان اقامت داشت ، شيخ عثمان مرندى « 3 » كه از بزرگان وقت بود ، وارد شد . تواضع به افراط نموده نذر و هديه گذرانيد و سعى بسيار كرد كه در ملتان اقامت كند و جهت او خانقاه بسازد و دهها وقف نمايد . شيخ قبول نكرده « 4 » مسافر شد . روزى شيخ عثمان و شيخ صدر الدّين ، ولد شيخ بهاء الدّين زكريّا در مجلس شهزاده تشريف داشتند ، از استماع « 5 » اشعار عربى ايشان و ساير درويشان كه در آن مجمع بودند ، در وجد شده به رقص آمدند و خان شهيد پيش ايشان دست
هامش
( 1 ) . ش : خويش .
( 2 ) . پ : جامعهدار . پت : جامهدار .
( 3 ) . پت : مزيدى . م ، 1 / 137 . ن ، 1 / 79 : ترمذى . طبقات اكبرى ، 1 / 88 : سرمدى .
( 4 ) . ش : ننموده .
( 5 ) . ش : سماع .