تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
گويند جماعت ميوات در عهد فرزندان شمسى « 1 » به واسطهء جنگل‌هاى انبوه دست به غارت و تاراج دراز كرده قطع طريق مىنمودند و شب‌ها درون شهر دهلى شده خانه‌ها مىشكافتند و مال مردم مىبردند و سراهاى حوالى شهر را به قهر و غلبه غارت مىنمودند و سوداگران را مجال تردّد نمىدادند ، بارها بر سر حوض سلطان شمس الدّين سقّايان و كنيزكان آب‌كش را مزاحمت مىرسانيدند و دروازه‌هاى شهر را از خوف ايشان وقت نماز ديگر مىبستند و كسى را بعد از نماز عصر زيارت قبور بزرگان مسلمانان ميسّر نمىشد بنابراين ، سلطان دفع ايشان را بر مهمّات ديگر مقدّم داشته در سال آخر جلوس بدان طرف سوارى فرمود و يك لك آدمى را علف تيغ ساخته بازار سياست گرم نمود و جنگل‌ها را مقطوع و مخلوع ساخته به كشت و زراعت امر فرمود و چندجا تهان‌ها نشانده و به سرداران بزرگ رجوع كرده به دولت و سعادت برگشت . و در سال ديگر مفسدان و سركشانى كه در ميان‌دوآب بودند و خرابى مىكردند همّت بر قطع آن جماعت گماشته ولايات را به مردم زبردست تفويض فرمود تا لوازم قتل به جاى آورده دمار از نهاد ايشان برآورند . بعد از آن سلطان دو مرتبه به جانب كنپل 221 و پتيالى « 2 » 222 و بهوج‌پور « 3 » 223 ، كه مأواى دزدان و متمرّدان بود « 4 » ، سوارى فرموده هركرّت چندين هزار مفسد را كشته و اولاد و اتباع ايشان را اسير ساخت و راه هندوستان ، كه به اصطلاح اهل هند جونپور « 5 » 224 و بهار و بنگاله باشد و از شومى قطّاع الطريق مسدود گشته بود ، مفتوح گردانيد و در كنپل و پتيالى و بهوج‌پور قلعه‌ها و مسجدها ساخته هرسه حصار را به افغانان سپرد و آن ممالك را نيز به افغانان جاگير
هامش
( 1 ) . مقصود فرزندان سلطان شمس الدّين التتمش است . ( 2 ) . پت : « پتيالى » ندارد . ( 3 ) .Bhojpur( 4 ) . ش : « بود » ندارد . ( 5 ) .Jaunpur