[ 133 ] گويند كه هيچيك از خدمتكاران قديم كه محرم مجلس خاصّ او بودند ، او را هيچگاه بىكلاه و موزه نديدند . هرگز در مجلس به قهقهه نخنديدى و ديگرى هم در مجلس او نخنديدى و مىگفت آنقدر رعب و هيبت كه از وقار و تمكين پادشاه [ در دل خلايق مىرويد از سياست نمىرويد و عدم هيبت پادشاه سبب طغيان و سركشى رعايا مىگردد . اگر پادشاه ] « 1 » اينچنين كند ، چندگاهى بر تخت بماند والّا بسى نگذرد كه خللها برخيزد و فتنه و فساد پديد آيد و قواعد عدالت مختل و ابواب ظلم و تعدّى مفتوح گردد . باوجوداين همه اعمال و افعال حسنه ، در قهر و سياست اهل بغى و طغيان از كافر و مسلمان اصلا محابا نكردى و در كشتن و زدن و بستن آنچه صلاح ملكدارى بود ، خواه مشروع و خواه نامشروع ، تقصيرى ننمودى ، چنان كه بسيارى از امرا و اولاد شمسى را ، كه معاندان سلطنت خود مىدانست ، سرّا و علانية بكشت و بسيار بوده كه براى مصالح ملك ، به واسطهء بغى يك كس ، لشكرى و شهرى را برانداخت . مصراع :
يار ما آن دارد و اين نيز هم .
بنابراين ، هيچكس قدم از جادّهء اطاعت او بيرون ننهاده ضوابط سلطنت و قوانين مملكت كه در ايّام پادشاهى « 2 » پسران شمس الدّين التتمش مختل و مندرس گشته بود به تجديد استحكام يافت . و سلطان غياث الدّين به شكار ميل تمام داشت از اين سبب در عهد او ميرشكاران صاحب جاه و عزّت بودند و با وجود مصالح جهاندارى اكثر روزها به شكار مىرفت و زمستان را غنيمتى شگرف دانسته آن فصل را به آرزو مىطلبيد و حوالى شهر دهلى تا بيست كروهى جهت شكار محافظت مىنمودند « 3 » و به جهت شكار آخر شب از كوشك لعل سوار شدى و تا ثلث شب ديگر در بيرون بودى و هميشه در شكار ، بر حكم نوبت ، يك هزار سوار معتمد كه سلطان ايشان را شناختى و يك هزار پيادهء « 4 » تيرانداز همراه بودند و اطعمه
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد .
( 2 ) . ش : « پادشاهى » ندارد .
( 3 ) . ش : مىفرمودند . پت : مىنمود .
( 4 ) . ش . پت : پايك .