ضعيفه داده خود را خلاص ساخت و بعد از آن حادثه از خانه بيرون نيامد تا درگذشت .
و سلطان غياث الدّين به فرزندان خود مىگفت كه « سلطان شمس الدّين التتمش مىفرمود بارها « 1 » از سيّد مبارك غزنوى در مجلس سلطان شهاب الدّين سام شنيدهام كه مىگفت كه اكثر آنچه پادشاهان مىكنند همه اشراك به خداست « 2 » و خلاف سنّت مصطفاست و نجات ايشان از آتش عقوبت به چهار چيز متصوّر است . [ 132 ] اگر در آن هم خلل باشد يقين كه براى عقوبت سزاوارتر از ايشان [ كسى ] « 3 » نخواهد بود . اوّل آنكه فرّ و سطوت خود را در محلّ خويش مصروف دارد و جز رفاهيّت خلق و ترس خدا « 4 » در نظر او نباشد ؛ دوم آنكه نگذارد كه در ممالك او فسق و فجور علانيّه به وقوع آيد و سدّ « 5 » اين باب فرمايد و فاسقان و بىباكان را دايم منكوب و مخذول دارد ؛ سوّم آنكه عمل و شغل به مردم دانا و شايسته و باديانت و خداترس تفويض نمايد و مردم بداعتقاد را در ملك خود جا ندهد كه سبب اختلال عقيدهء خلق شوند ؛ چهارم آنكه در عدالت و داددهى مردم استقصا نمايد به مرتبهاى كه آثار ظلم و تعدّى در ديار او نماند .
بيت
پايدارى به عدل و داد بود * ظلم شاهى چراغ و باد بود
پس شما كه فرزندان و جگرگوشههاى من هستيد يقين دانيد كه اگر بر عاجزان تعدّى و ستم نماييد ، بىملاحظه ، سزاى آن به شما خواهم رسانيد . »
وقتى كه سلطان بلبن بر سر آبى يا پلى يا خليشى يا خلابى رسيدى ، آنجا توقّف نمودى و امرا و اركان مملكت « 6 » را گماشتى كه چوبها در دست [ گرفته ] « 7 » اهتمام مىنمودند و اوّل مريضان و پيران و عورات و اطفال و چهارپايان لاغر را
هامش
( 1 ) . ش : دو مرتبه .
( 2 ) . ش : « است » ندارد .
( 3 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از ن ، 1 / 76 افزوده شد .
( 4 ) . ش : حق .
( 5 ) . ش : سرزنش .
( 6 ) . ش : دولت .
( 7 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .