آتش قهر و غضب در مضاجع ايشان زده دقيقهاى از خرابى فرونگذاشت و به شكستها و درّهها كه ايشان نشسته بودند درآمد و سه چهار ماه اوقات [ 127 ] صرف جنگ ايشان نمود و چون كفّار در جاهايى خزيده بودند كه لشكر اسلام « 1 » به آنجا « 2 » نمىتوانستند درآمد ، الغ خان در اردوى خود منادى فرمود كه هركس از مردم مخالف را زنده اسير كرده بياورد دو تنكه نقره يابد و اگر سر كشتهاى بياورد يك تنكه نقره يابد . پس رجّالهء اردو هجوم آوردند و هرروز سيصد چهارصد كس به بارگاه الغ خان آمده زنده و مردهء مخالفان را از نظر مىگذرانيدند و زرها از خزانه گرفته باز دنبال كار « 3 » خود مىرفتند . راجهها از اين معامله دلگير و مضطر گرديده و از آن شكستها برآمدند و فوجها آراسته به ميدان شتافتند . الغ خان نيز همّت بر ترتيب سپاه گماشته ، ميمنه و ميسره و قلب و مقدّمه را راست كرد و آوازهء جنگ درداده از صبح تا وقت عصر به آن مشغول گشت و با آنكه چندين امراى ترك در آن معركه شهادت يافتند ، آخر فتح و ظفر قرين روزگار الغ خان گرديده ، دويست و پنجاه سردار كفّار و منصبدار ايشان زنده دستگير شدند و قلعهء رنتهنبور را كه محاصره كرده بودند نيز خلاص كرده به شوكت تمام به دهلى مراجعت نمود و سرداران كفره را كه با طوق و زنجير زنده همراه داشت به نظر سلطان گذرانيد و سلطان اشارت به قتل آن جماعت كرده در راستهء بازار شهر دهلى ، هريك به نوعى ديگر ، به معرض هلاكت رسيدند .
و در ماه ربيع الاوّل سال مذكور ايلچى از جانب هلاكو خان به حوالى دهلى رسيد . الغ خان پنجاه هزار سوار با يراق از عرب و عجم و ترك « 4 » و خلج و افغان و دو لك پياده تمام سلاح و دو هزار فيل و سه هزار عرّاده آتشبازى از شهر بيرون برده بر سر راه ايلچى براى عرض اثاثهء سلطنت ايستاده كرد . و بيست صف ، پشت بر
هامش
( 1 ) . ش : سواران لشكر اسلام .
( 2 ) . ش : « به آنجا » ندارد .
( 3 ) . ش : « كار » ندارد .
( 4 ) . ش : « ترك » ندارد .