تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
تحريص مىكردند . الغ خان بر اين كيد ايشان اطّلاع يافته عرضه داشتى مشتمل بر كيفيّت حال به جانب دهلى مرسل گردانيد . سلطان فرمان داد تا آن جماعت به جاگيرهاى خود رفتند و به قولى همه را بند كردند . در اين حال ، قتلغ خان و ملك كشلو خان ، غافل از بازى روزگار ، مسافت صد كروه را در دو روز قطع نموده از سمانه به دهلى آمدند . چون ديدند كه آن جماعت در دهلى نيستند ايشان نيز متفرّق شدند . كشلو خان به سند رفته به وسيلهء خان اعظم باز حكومت آنجا يافت و احوال قتلغ خان معلوم نشد كه به كجا رسيد و در آخر آن سال لشكر مغول به سارى نوبين « 1 » و نواحى اچه و ملتان آمد و سلطان عازم دفع ايشان شده سراپردهء سرخ بيرون زد و بعد از چهار ماه كه لشكرها جمع شده كوچ بر كوچ روانه گرديد و لشكر مغول چون بىجنگ برگشت ، سلطان نيز معاودت فرمود و مملكت پنجاب را باز به شير خان تفويض فرمود و ملك جلال الدّين خانى را به حكومت لكهنوتى بنواخت . و در سنهء ست و خمسين و ستمائه [ 656 / 1258 م ] سلطان به طرف كرّه و مانكپور سوارى فرمود و ارسلان خان و قليج خان كه در آن‌جانب علم بغى برافراشته بودند و با وجود فرمان طلب در سفر مغول حاضر نشده بودند به عهد و سوگند به خدمت سلطان رسيدند ارسلان خان ممالك لكهنوتى و قليج خان كوه‌پايه يافت و در سنهء سبع و خمسين و ستمائه [ 657 / 9 - 1258 م ] كشلو خان برادر الغ خان به حكومت بيانه و كول و جالير و گواليار رسيد . و در همين سال دو زنجير فيل و جواهر و پارچهء بسيار از لكهنوتى آمد و در آن سال ملك عز الدّين كشلو خان فوت شد . و در سنهء ثمان و خمسين و ستمائه [ 658 / 60 - 1259 م ] الغ خان حسب الحكم سلطان به جانب كوه‌پايه « 2 » ، سوالك و رنتهنبور لشكر كشيد و راجه‌هاى راجپوت و ميوات و سوالك ، كه در آن تازگى سركشى بنياد نهاده بودند ، سوار و پيادهء بسيار جمع شده در جاهاى سخت فرود آمدند . الغ خان
هامش
( 1 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : « نوبين » ندارد . ( 2 ) . پت : « كوه‌پايه » ندارد .