القصّه ، سلطان رضيّه در سنهء اربع و ثلثين و ستمائه « 1 » [ 634 / 7 - 1236 م ] از پرده بيرون آمده لباس مردان پوشيد و قبا در بر و كلاه بر سر بارعام داده بر تخت سلطنت بنشست « 2 » و قواعد و ضوابط شمسى را ، كه در ايّام سلطنت ركن الدّين [ فيروز شاه ] « 3 » مهمل و مندرس گشته بود ، رواج داده روش كرم و عدالت پيش گرفت . و نظام الملك محمّد جنيدى « 4 » ، كه وزير مملكت بود و ملك علاء الدّين شيرخانى « 5 » و ملك سيف الدّين كوچى و ملك عز الدّين كبيرخانى كه از اطراف جمع آمده بيرون شهر دهلى نشسته بودند ، كفران نعمت نموده در مقام مخالفت شدند و به امراى اطراف نامهها نوشته ترغيب مخالفت نمودند . در اين حال ، ملك نصرت « 6 » ، جاگيردار اوده ، به قصد مدد سلطان رضيّه روى به دهلى نهاد . چون از آب گنگ عبور نمود ، امراى مخالف ، كه ذكر ايشان گذشت ، استقبال نموده او را به دست آوردند و او به واسطهء ضعفى كه داشت ، هم در آن حال وفات يافت ؛ ليك بعد از آن ، در اندك مدّت ، سلطان رضيّه [ به تدبير لايق و رأى موافق ، امراى بىحقيقت را بر هم زده پريشان ساخت و هريك به طرفى گريخت ] . « 7 » سلطان رضيّه تعاقب گريختهها فرموده ، ملك سيف الدّين كوچى « 8 » را با برادر او به دست آورده به قتل رسانيد . و ملك علاء الدّين شيرخانى « 9 » ، در حدود پايل « 10 » 208 ، كشته شد ، سر او را به دهلى آوردند . و ملك نظام الملك به كوه سرمور « 11 » درآمده آنجا فوت كرد . و چون دولت سلطان رضيّه قوّتى پيدا كرد و مملكت او انتظام يافت ، وزارت به خواجه مهذّب « 12 » غزنوى كه نايب
هامش
( 1 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 24 : روز يكشنبه به تاريخ هژدهم ماه ربيع الاول سنهء اربع و ثلاثين و ستمائه » طبقات اكبرى ، 1 / 66 : در سنهء خمس و ثلاثين و ستمائه .
( 2 ) . سير المتأخرين ، 1 / 107 : در سنهء ششصد و سى و هفت هجرى به اتّفاق امرا و وزراء اورنگ آراى خلافت گشته خطبه و سكّه به نام خود رواج داد .
( 3 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از ن ، 1 / 68 افزوده شد .
( 4 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 59 : جندى .
( 5 ) . پ : حاجى . ش : خانى .
( 6 ) . پت : نصير .
( 7 ) . پ . ش : ندارد .
( 8 ) . پت : كوفى .
( 9 ) . پ : خانى .
( 10 ) . م ، 1 / 119 . ن ، 1 / 68 : بابل .
( 11 ) . سرمور :Sirmoor. تاريخ مباركشاهى ، ص 26 : كوهبردار .
( 12 ) . پت . م ، همانجا . ن ، همانجا : مهرت . طبقات ناصرى ، 1 / 459 : خواجه مهذب كه نايب نظام الملك بود .