سر آورد و رشك و انتقام چندين ساله را كه در دل داشت كشيد و كهترين فرزند سلطان را ، كه قطب الدّين نام داشت ، به قتل رسانيد . بنابراين ، خاطر صغير و كبير و وضيع و شريف از فيروزشاه متنفّر گشت . و شاهزاده غياث الدّين محمّد شاه ، كه برادر خرد او بود و حكومت ولايت اوده داشت ، سر از اطاعت پيچيده خزاين لكهنوتى را كه به دهلى مىآوردند بازگرفت . و ملك عز الدّين محمّد سالار ، كه صاحب صوبهء بداؤن و ملك علاء الدّين شيرخانى « 1 » ، حاكم لاهور ، و ملك عز الدين كبيرخانى « 2 » ، والى ملتان ، و ملك سيف الدّين كوچى « 3 » ، ضابط هانسى ، باهم مراسلات نموده لواى مخالفت برافراشتند « 4 » . سلطان ركن الدّين به قصد دفع ايشان با لشكر بسيار از دهلى حركت نموده در كيلوكهرى « 5 » فرود آمد و ، در اثناى اين حال ، نظام الملك محمّد جنيدى كه وزير مملكت بود از غايت وهم و هراس از كيلوكهرى گريخته به قصبهء كول رفت و به ملك عز الدّين محمّد سالار پيوست و ايشان همگى اتّفاق كرده به لاهور رفتند و به ملوك آن حدود رسيده متّفق اللفظ و المعنى شدند .
سلطان ركن الدّين جهت تسكين اين فتنه به طرف پنجاب روى نهاد . چون به حوالى منصورپور و تراين و كهرام « 6 » رسيد ، از جمله « 7 » امرايى كه همراه بودند ، مثل تاج الدّين « 8 » ملك محمّد دبير و بهاء الدّين حسن و ملك كريم الدّين و ضياء الملك شيرخانى « 9 » و خواجه رشيد و امير فخر الدّين از لشكر جدا شده به دهلى آمدند و به سلطان رضيّه ، كه دختر بزرگ سلطان شمس الدّين التتمش بود ، بيعت نموده بر سرير سلطنت
هامش
( 1 ) . پ . ش . پت : خانى .
( 2 ) . پ . ش . پت : خانى .
( 3 ) . پت : كوهى .
( 4 ) . ش . پت : برافراختند .
( 5 ) . ش . پت : كهلوكرى ، صحيح كيلوكهرى :Kilokhariيكى از مناطق شهر دهلى كه امروزه نيز وجود دارد ؛ تاريخ مباركشاهى ، ص 23 ؛ طبقات ناصرى ، 1 / 456 : كيلوكهرى .
( 6 ) . كهرام :Kohram. م ، 1 / 118 . ن ، 1 / 67 : « تراين و كهرام » ندارد .
( 7 ) . ش : « از جمله » ندارد .
( 8 ) . پت : عماد الدّين ملك محمد . متن انگليسى ، 1 / 121 : تاج الدين زبيدى .
( 9 ) . پت : عماد الدّين ملك محمد . متن انگليسى ، 1 / 121 : تاج الدين زبيدى .