شمس الدّين التتمش بيست و شش سال بود .
ذكر سلطان ركن الدّين فيروزشاه بن سلطان شمس الدّين التتمش
متون كتب تاريخ مخبر است كه در سنهء خمس و عشرين و ستمائه [ 625 / 1228 م ] سلطان شمس الدّين چتر و دورباش به سلطان ركن الدّين داده پرگنهء بداؤن به او عنايت فرمود . بعد از آنكه فتح گواليار كرده به دار الملك دهلى برگشت ، ايالت لاهور به او داده ، صاحب حشمت و شوكت گردانيد . و زمانى كه پدرش از سفر سيوستان برگشته درگذشت ، او در دهلى بود . روز سهشنبه سنهء ثلث و ثلثين و ستمائه [ 633 / 6 - 1235 م ] بر تخت دهلى جلوس نمود « 1 » . اركان دولت لوازم نثار و ايثار به عمل آورده شعرا ، قصايد غرّا در مدح و تهنيت او گفتند و به صلات و انعام نوازش يافتند ، از جمله ملك تاج الدّين ريزهء دبير قصيدهاى طويل گذرانيده انعام پادشاهانه يافت و اين دو بيت از آن است :
نظم
مبارك باد ملك جاودانى * ملك را خاصه در عهد جوانى
يمين الدّوله « 2 » ركن الدّين كه آمد * درش از يُمن چون ركن يمانى
امّا چون ركن الدّين بر تخت نشست ، بساط عيش و طرب گسترده دست از كار سلطنت بازداشت و خزاين قطبى و شمسى اكثر صرف مطربان و مسخرگان نموده زمام جهانبانى در قبضهء اقتدار والدهء خود شاه تركان ، كه كنيزك تركيه بود ، گذاشت . و او به كام دل رسيده چند زن « 3 » اصيل را كه در عقد سلطان شمس الدّين بودند ، به فضيحتى تمام بكشت و كنيزان ترك صاحب اعتبار شمسى را رسوايى لاكلام بر
هامش
( 1 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 21 : سوم روز بعد ، وفات بيست و دوم ماه شعبان سنهء ثلاث و ثلاثين و ستمائه ، به اتّفاق امرا و ملوك و ائمه و سادات و بندگان شمسى در حضرت دهلى به قصر دولتخانه جلوس فرمود .
( 2 ) . س . ن ، 67 / 1 : امين الدوله .
( 3 ) . ش : چند كس از زنان اصيل . پت : چندان زن اصيل .