تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
قاضى گفت : « بر اهل قال حرام و بر اهل حال حلال . » بعد از آن روى به سلطان آورده گفت : « به خاطر مبارك سلطان خواهد بود كه شبى در بغداد درويشان و اهل حال سماع مىكردند و شما به امر صاحب خود در آن شب خدمت مجلس كرده سر شمع مىگرفتيد و درويشان نظر بر شما انداختند و شما به بركت آن نظر به اين دولت رسيديد . » سلطان را اين معنى به خاطر آمد ، رقّت كرد و قاضى را نزد خود نشانده بنواخت . و سلطان بعد از آن از سماع لذّت گرفتى و نفس درويشان را معتقد بودى . و سلطان شمس الدّين به طاعت و عبادت مولع بود و روزهاى جمعه به مسجد جامع رفتى و به اداى فرايض و نوافل قيام نمودى . ملحدان دهلى ، كه سركردهء ايشان نور نام داشت ، از اين معنى در تاب شدند و اتّفاق كردند كه سلطان را در حين اداى نماز ، كه خلايق به خود مشغول باشند ، به قتل آورند . پس جمعيّت كرده روز جمعه حربه‌ها برداشتند و به مسجد درآمدند و تيغ‌ها كشيده تنى چند را شهيد كردند . حقّ ، سبحانه و تعالى ، سلطان را از شرّ ايشان نجات داد و خلايق واقف شده بر بام‌ها و ديوارها برآمده آن طايفه را به زخم سنگ و تير بر خاك هلاك انداختند و جهان را از ننگ وجود ايشان بپرداختند . و در آخر عمر فخر الدّين « 1 » عصامى 207 وزير بغداد ، كه سى سال در آن بلده به منصب وزارت اشتغال داشت و به فضايل و كمالات صورى و معنوى مشهور بود ، به سببى از اسباب دنيوى كه مايهء رنجش و ملال خاطر ارباب دولت مىباشد ، جدا شده به دهلى آمد . سلطان ، مقدم او را گرامى داشته به اعزاز و اكرام « 2 » به شهر آورد و منصب وزارت داده ، مراحم خسروانه در حقّ او به ظهور آورد . و از جملهء فضلا و اهل انشا ، نور الدّين محمّد عوفى 206 در عهد سلطان شمس الدّين در دهلى اقامت داشت . و كتاب جامع الحكايات به نام وزيرش نظام الملك محمّد ابن ابى سعيد [ 116 ] جنيدى بر لوح بيان او نگاشت . مدّت سلطنت سلطان
هامش
( 1 ) . ش . پت : فخر الملك . ( 2 ) . ش . پت . س : اكرام تمام .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 239 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى