مملكتدارى وى به نكتهء جالبى اشاره مىكند كه از نظر جامعهشناختى مىتواند موردتوجّه قرار گيرد . از زبان فيروز شاه مىنويسد : « جامهء ابريشمى پوشيدن و استعمال طلا و نقره كردن كه مردان روزگار را عادت شده بود همه را دفع نمودم و موافق احكام شريعت فرمودم و ديگر عورات مسلمه و عاجزه كه به مزارات و بتخانهها مىافتند و منشاء اقسام فساد مىشدند همه را منع كردم » . « 1 » فرشته اگرچه به مسائل نظامى و يورشهاى سلاطين توجّه خاصّى داشته و به جزئيّات آن پرداخته است ، امّا در لابهلاى گزارشهاى خود به ستمى كه بر تودهء مردم وارد شده نيز اشاره كرده و رفتار ظالمانه و بىرحمانهء حكّام و پادشاهان را با قوم مغلوب يا دشمنان به نحوى تأثيرگذار ترسيم نموده است . در اينجا به آوردن چند نمونه بسنده مىكنيم . مثلا
رفتار همايون شاه را هنگام ورود به دار السلطنهء احمد آباد بيدر چنين توصيف مىكند :
« و همايون شاه بازار سياست گرم ساخته و درياى غضب به جوش درآورده ، بفرمود تا در راسته بازار احمد آباد بيدر دارها و حلقهها نصب كردند و جابهجا فيلان مست و سباع درّنده از همه قسم ايستاده كرده در چندين موضع ديگها و قرابههاى پرآب و روغن جوشانيده مهيّا ساختند و آنگاه خود بر قصر ديوانخانه نشسته ، اوّل حسن خان را پيش شير انداخت تا از هم دريده از وجود او اثرى نگذاشت و آنگاه يوسف ترك و هفت يار موافق او را گردن زده ، زنان و فرزندان بىگناه ايشان را به زشتترين صورتى از خانهها بركشيده در بارگاهى كه مجمع الناس بود به انواع فضايح و شنايع ، كه تصريحش از حسن ادب دور است ، تعذيب كرده و به شكنجهها و عقوبتها كه از مخترعات او بود درآورد و مذكّر و مؤنّث و صغير و كبير را به قتل رسانيد . و كارى كه از ضحّاك بىدين بدكيش و حجّاج ظالم بدانديش سر نزده بود از او به وقوع پيوست و بعد از آن متعلّقان و منسوبان شاهزاده و ديگران را كه قريب هفتصد نفر مىشدند و از آن معامله اصلا خبر نداشتند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ فرشته ، 1 / 503 .