گذاشته خود به جانب دار الملك دهلى مراجعت فرمود و سلطان ناصر الدّين ، چنان كه خواهد آمد ، با غياث الدّين خلجى جنگ كرده او را به قتل رسانيد و غنيمت بسيار به دست آورده اكثر مردم اعيان و روشناس دهلى را به انعام و تحف ياد كرد . و به روايت صحيح در اين سال سلطان شمس الدّين بر سر سلطان ناصر الدّين قباچه رفت و او حصار اچه « 1 » را محكم ساخته به قلعهء بهكر « 2 » شتافت و سلطان ، نظام الملك وزير جنيدى را به تعاقب ناصر الدّين قباچه « 3 » تعيين ساخته خود به محاصرهء قلعهء اچه پرداخت و در مدّت دو ماه و بيست روز قلعه را گشاده به حوزهء تصرّف درآورده و چون خبر تسخير قلعهء اچه به ناصر الدّين قباچه رسيد ، پسر خود علاء الدّين بهرامشاه را به خدمت سلطان فرستاده طالب صلح گشت و اين حرف در ميان بود كه خبر رسيد كه ناصر الدّين هراسان شده به قصد گريز به كشتى درآمده در ميان دريا غرق گشت .
و در سنهء ثلث و عشرين و ستمائه [ 623 / 1226 م ] به رنتهنبور لشكر كشيده آن قلعه را مفتوح ساخت .
و در سنهء اربع و عشرين و ستمائه [ 624 / 1227 م ] لشكر به عزيمت قلعهء مندو « 4 » كشيده آن قلعه را با جمله سوالك به حيطهء ضبط آورد . و امير روحانى ، كه از افاضل آن روزگار بود و در حادثه چنگيز خان از بخارا به دهلى آمده بود ، در تهنيت اين فتوحات ، اشعار بليغ گفته از آن جمله اين ابيات است :
نظم
خبر به اهل سما برد جبرئيل امين * ز فتح نامه سلطان عهد شمس الدّين
كه اى ملايكهء قدس آسمانها را * بدين بشارت بنديد كُلَه و آذين
كه از بلاد سوالك شهنشه اسلام * گشاد بار دگر قلعهء سپهر آيين
هامش
( 1 ) . پت . س . م ، 1 / 115 ، ن ، 1 / 66 : اوچه در صفحات بعد ، به تفاوت ، « اچه » و « اوچه » آمده است .
( 2 ) . ش : بكر . پت : تهنكر .
( 3 ) . ش . س : « قباچه » ندارد .
( 4 ) .Mandoo