تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
يلدوز ، كه با سلطان قطب الدّين واقع شده بود ، كشته شد و التتمش را كه نام ديگر داشت ، التتمش نام كرده فرزند خواند و به قرب خود مخصوص ساخته امير شكار گردانيد و بعد از فتح گواليار ، حكومت آنجا به وى ارزانى داشت و بعد از آن ، برن « 1 » و نواحى آن اقطاع يافت . بعد از آن ، به حكومت بداؤن رسيد . و چون سلطان معزّ الدّين محمّد سام جهت تسكين فتنهء كهكران به هند آمد و حسب الامر سلطان معزّ الدّين ، سلطان قطب الدّين نيز با لشكر خويش به پنجاب رفت ، التتمش با لشكر بداؤن به خدمت سلطان قطب الدّين پيوست و در وقت كارزار ، التتمش كه در شيوهء دلاورى و مردانگى سرآمد روزگار بود ، مستعد و مسلّح اسب در آب زده با خصم مصاف نموده و كهكران را شكست داده قريب ده دوازده هزار كس به قتل آورد . سلطان معزّ الدّين آن همه جلادت و كارپردازى از وى مشاهده كرده به انعام و تشريف خسروانه ممتاز فرمود و به سلطان قطب الدّين در تربيت او سفارش نمود . حكم كرد كه خطّ آزادى او نوشتند . پس مرتبه به مرتبه به امير الامرايى رسيد . و سلطان [ 112 ] قطب الدّين سه دختر داشت ، يكى به التتمش عقد بست و دو دختر ديگر يكى بعد از فوت ديگر به ناصر الدّين قباچه داد . چون سلطان قطب الدّين در لاهور درگذشت ، التتمش به استدعاى سپهسالار [ امير على ] « 2 » اسماعيل امير داد دهلى و ديگر اعيان ملك با جمعيّت و لشكر بداؤن به دهلى آمد و آن را متصرّف شده خود را سلطان شمس الدّين خطاب كرد . و در سنهء سبع و ستمائه [ 607 / 1210 م ] بر تخت نشسته اكثر ملوك و امراى قطبى متابعت نمودند ، الّا سردار جانداران ، يعنى خاصّهء خيل ، كه مرد ترك بود ، با بعضى از امراى معزّى و قطبى ساخته در اطراف دهلى جمعيّت نمود و با فوجى از تركان خونخوار در موقف كارزار آمد . سلطان شمس الدّين به مقابل آمده مصاف كرد و چون چراغ دولت او از
هامش
( 1 ) .Baran .( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .