بهاء الدّين اوشى « 1 » 203 كه يكى از فضلاى عصر او بود در مدحش گفته :
نظم
اى بخشش لك تو در جهان آورده * كان را كف تو كار به جان آورده
از رشك كف تو خون گرفته دل كان * وز لعل بهانه در ميان آورده
و چون غير از سلطان قطب الدّين ، چهار نفر « 2 » از غلامان و امراى سلطان شهاب الدّين سام در ممالك هندوستان به سلطنت رسيدند ، ذكر ايشان در اين محل مناسب نمود .
ذكر سلطان تاج الدّين يلدوز
ارباب اخبار آوردهاند كه سلطان شهاب الدّين محمّد سام به خريدن غلامان ترك و تربيت كردن ايشان شفقتى تمام داشت ، بنابرآنكه او را غير از يك دختر فرزندى نبود . يكى از مقرّبان گستاخ معروض داشت كه « چه بودى كه سلطان را بخشندهء بىمنّت پسران كرامت فرمودى ، تا بعد از حصول واقعهء ناگزير صاحب افسر و سرير گشتندى . » سلطان جواب داد كه « اگرچه پادشاهان را فرزند چندى معدود مىباشند ، مرا چندين هزار فرزند است كه پس از من ممالك را به نام من خواهند داشت . » و عاقبت همچنان شد كه به زبان مبارك آن پادشاه گذشته بود و يكى از غلامان سلطان شهاب الدّين كه مالك تاج [ 109 ] و نگين گشت ، تاج الدّين يلدوز است . سلطان شهاب الدّين او را در صغر سن خريده بود و چون صاحب اخلاق حميده بود و جمال وافر داشت به قرب خدمت اختصاص داده مرتبهء او را بزرگ
هامش
( 1 ) . پ . م ، 1 / 110 ؛ ن ، 1 / 62 : اوسى .
( 2 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 43 : هفت نفر . اين هفت نفر عبارتاند از ، 1 . تاج الدّين يلدوز ؛ 2 . ناصر الدّين قباچه ؛ 3 . بهاء الدّين طغرل ؛ 4 . اختيار الدّين محمد بختيار بلخى ؛ 5 . عز الدّين محمد شروان ؛ 6 . على مردان خلجى ؛ 7 . حسام الدّين عوض خلجى .