تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
سلطان قطب الدّين سپردند و در آنجا نيز پنجاه هزار كنيز و غلام به قيد اسير درآمده به شرف اسلام مشرّف گشتند « 1 » و سلطان از آنجا به شهر مهوبه « 2 » 202 كه پايتخت كالپى بود ، رفته آن را نيز متصرّف شد و از همان راه متوجّه بداؤن گرديده به ضبط درآورد . و محمّد بختيار خلجى در آن وقت از بهار به ملازمت او رسيد و انواع جواهر و اصناف نقود پيشكش گذرانيد . سلطان قطب الدّين بعد از آن به دهلى آمد و چون سلطان شهاب الدّين بعد از قضيّهء خوارزم به هندوستان آمد ، سلطان قطب الدّين آيبك و سلطان شمس الدّين التتمش ، كه غلام او بودند ، جنگ‌هاى مردانه با كهكران كردند و بعد از مغلوبيّت آن طايفه ، سلطان قطب الدّين به موجب رخصت به دهلى آمد و شهاب الدّين در راه غزنين به عزّ شهادت رسيده برادرزادهء او ، سلطان غياث الدّين محمود ، بر تخت غور جلوس كرد و به جهت سلطان قطب الدّين ، كه تا آن زمان ملك قطب الدّين مىگفتند ، چتر و امارت پادشاهى و خطاب سلطانى و خطّ آزادى روانهء هند كرد . ملك قطب الدّين ، به تعجيل ، به رسم استقبال به لاهور رفته آنچه سلطان غياث الدّين محمّد فرستاده بود به وصول آن معزّز و مباهى گشت . و روز سه‌شنبه ، هجدهم ماه ذى قعدهء سنهء اثنى و ستمائه [ 602 / 26 ژوئن 1206 ] بر تخت لاهور جلوس فرمود « 3 » و بعد [ 108 ] از چندگاه [ به دهلى ] « 4 » مراجعت كرد و تاج الدّين يلدوز ، چنان‌كه بيايد ، در صدد « 5 » تسخير پنجاب شده از غزنين به لاهور شتافت و حاكم آنجا را بىجا ساخته متصرّف گشت . سلطان قطب الدّين بر اين معامله آگاه شده با لشكر دهلى متوجّه پنجاب گرديد . و در سنهء ثلث و ستمائه [ 603 / 7 - 1206 م ] بين الفريقين آتش محاربه افروخته
هامش
( 1 ) . تاج المآثر ( نسخهء خطّى ، برگ 2 - 151 ) : و روز دوشنبه بيستم ماه رجب . . . همگنان با عجز و اضطراب تمام بيرون آمدند و وطن مألوف و مسكن موروث خالى گذاشته . . . و قلعهء كالنجر . . . به تيغ قهر يلان سپه‌شكن صف‌آراى و گردان عدوبند قلعه‌گشاى گشاده شد . ( 2 ) . ش : موبه . مهوبه :. Mahoba( 3 ) . سير المتأخرين ، 1 / 105 : يازدهم ربيع الاول سنهء ششصد و سه هجرى سكّه و خطبه به نام خود كرد . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . ش : « صدد » ندارد .