به تصرّف سلطان قطب الدّين درآمد . و بعد از چندگاه ، چنانكه گذشت ، باز به يلدوز تعلّق گرفت و يكبار به مدد سلطان غياث الدّين بر سر هرات لشكر فرستاد و بر ملك هرات عز الدّين حسين خرميل غالب گشت و يك مرتبه به طرف سيستان لشكر برده سيستان را محاصره كرده با ملك سيستان « 1 » صلح نمود و برگشت و در اثناى راه ، ملك نصير الدّين حسين شيرشكار مخالفت نموده محاربه كرد و شكست يافت و بعد از چندگاه چون غزنين به تصرّف خوارزمشاه درآمد و يلدوز به كرمان و شنوران « 2 » آمد و به آن قناعت نكرده به قصد تمامى ممالك و هندوستان لشكر كشيد و در حدود تراورى « 3 » با سلطان شمس الدّين التتمش مصاف نموده « 4 » گرفتار گشت و در حبس بگذشت . مدّت حكومت او نه سال بود .
ناصر الدّين قباچه
احوال او در « مقالهء حكّام سند » نوشته شده .
اختيار الدّين محمّد خلجى
واقعات او در « مقالهء سلاطين بنگاله » به تفصيل ، قلمى خواهد گشت .
ذكر بهاء الدّين طغرل « 5 »
از بندگان [ 110 ] كبار و امراى نامدار سلطان معزّ الدّين محمّد سام بود . اوصاف حميده و اخلاق مرضيّهء بسيار داشت . [ گويند ] « 6 » چون سلطان معزّ الدّين محمّد سام قلعهء تهنكر را فتح كرد و به ملك بهاء الدّين طغرل تفويض فرمود ، متوجّه قلعهء گواليار شد ، و چون فتح آن به جبر و قهر مشكل مىنمود « 7 » ، قرار داد كه مدّتى به محاصره
هامش
( 1 ) . ش : تاج الدّين .
( 2 ) . پ : شبوران . م ، 1 / 111 . ن ، 1 / 63 : شيوران .
( 3 ) . ش : تراوى . م ، همانجا . ن ، همانجا : تراولى .
( 4 ) . ش : داده .
( 5 ) . پت : بناء الدّين ملول .
( 6 ) . پ . ش : ندارد ، از پت آورده شد .
( 7 ) . ش : مىنمايد .