تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
قطب الدّين بر سمت گواليار رفته ، راى آنجا ، سلكمن نام ، باج و خراج قبول كرده مبلغ‌ها پيشكش فرستاد . و ، پس از اين فتوح ، سلطان به غزنين مراجعت فرموده قطب الدّين در دهلى بماند . و در آن سنوات خبر رسيد كه راجه‌هاى نتران « 1 » ، يعنى راجپوتان ، با راى نهرواله موافقت نموده مىخواهند اجمير را از تصرّف مسلمانان برآورند و سلطان قطب الدّين لشكر آراسته از دهلى به اجمير رفت و از آنجا به كوهستان ماروار ، كه مقرّ راجه‌هاى كفّار بود ، رفته هنوز كه لشكر نهرواله نرسيده بود با ايشان جنگ كرد ، ليك اسبش زخم برداشته از پاى درآمد و لشكر اسلام دل شكسته شده سلطان قطب الدّين را به جرّثقيل بر اسب ديگر سوار كرده به اجمير بردند و نتران از اين فتح خوشحال گشته ، چون لشكر نهرواله به مدد رسيد ، به حوالى اجمير شتافته در سه كروهى آنجا فرود آمدند « 2 » و چند ماه لاينقطع به جنگ مشغول گشتند و چون اين خبر به سلطان شهاب الدّين رسيد به موجب حكم او امراى كبار مانند اسلام خان و اسد الدّين ارسلان [ قليچ ] « 3 » و نصير الدّين حسين و عز الدّين مؤيّد و شرف الدّين محمّد با لشكر بسيار از غزنين متوجّه هندوستان شدند و سرما نيز تيغ انتقام از نيام كشيد . كفّار در توقّف صرفه نديده به مضاجع خود شتافتند و سلطان قطب الدّين مستظهر گشته گوشمالى راى گجرات را مقدّم داشت و در منتصف شهر صفر سنهء ثلث و تسعين و خمسمائه [ 593 / 7 ژانويهء 1197 م ] از اجمير به جانب نهرواله نهضت فرمود و چون به حدود هوتلى « 4 » و بزول « 5 » رسيد هر دو قلعه را به تصرّف درآورده و در اين وقت خبر رسيد كه والن و اريسى « 6 » راجپوت [ 107 ] با راى نهرواله اتّفاق كرده در پاى قلعهء ابوگر « 7 » ، كه از مضافات بلده
هامش
( 1 ) . ش : تتران . ( 2 ) . پ : فرمودند . ( 3 ) . پ : ندارد . ش : رشيد الدّين ارسلان قليچ . م ، 1 / 108 . ن ، 1 / 62 : ارسلان خلج . ( 4 ) . در متن انگليسى ( 1 / 111 )Balyآمده است . ( 5 ) . پ . پت : بدول . ش : نزول . م ، 1 / 108 . ن ، 1 / 62 : بزول . متن انگليسى ( همانجا ) :. Nadole( 6 ) . در متن انگليسى ( همانجا ) :Wallin and Darabarz( 7 ) . پت : رپوكرك . م ، همانجا . ن ، همانجا : الوكده .