زارى درآمده هرگونه تحفه و هديه فرستاد ، سلطان از ظاهر دهلى كوچ كرد و ملك قطب الدّين آيبك را ، كه غلام و برگزيدهء او بود « 1 » ، در قصبهء كهرام كه هفتاد كروهى دهلى است گذاشته در كوههاى سوالك ، كه شمالى هندوستان است ، نهب و تاراج نموده به غزنين مراجعت فرمود . و ملك قطب الدّين آيبك در همان سال لشكر كشيده قلعهء دهلى و ميرت را از تصرّف خويشان پتهوراى و كهندىراى برآورد و از اين زمان دهلى تختگاه پادشاهان هند شد « 2 » .
و در سنهء تسع و ثمانين و خمسمائه [ 589 / 1193 م ] قلعهء كول « 3 » مسخّر كرده و دهلى را دار الملك ساخته آنجا قرار گرفت و اطراف و نواحى را در ضبط آورده شعائر اسلام ظاهر ساخت .
در همين سال سلطان معزّ الدّين از غزنين باز عزيمت هندوستان كرده متوجّه قنّوج شد و راى جيچند ، كه والى قنّوج و بنارس بود و سيصد و چند فيل داشت ، استقبال نموده در نواحى قصبهء چندوار « 4 » 194 و اتاوه « 5 » با ملك قطب الدّين ، كه مقدمة الجيش بود ، محاربه نموده شكست يافت و فيلان و حشم او به دست افتادند .
و سلطان به حصار آسى « 6 » 195 ، كه مخزن راى جيچند بود ، رفته غنايم بسيار به دست آورد و از آنجا به بنارس رفته و قريب يكهزار بتخانه ، مسكن مؤمنان ساخته به تماشاى قلعهء كول توجّه فرمود و بعد از آن ممالك هند را ، بر نسبت سابق ، به ملك قطب الدّين سپرده با غنايم بسيار قرين فتح و فيروزى به غزنين شتافت . و در آن اوان ، يكى از خويشان پتهوراى ، كه هيمراج « 7 » نام داشت ، بر پسر پتهوراى خروج كرده اجمير را از دست او برآورد و با ملك قطب الدّين چون در مقام مخالفت شد ،
هامش
( 1 ) . ش : « و برگزيده او بود » ندارد .
( 2 ) . ش : « از اين زمان . . . هند شد » ندارد .
( 3 ) . كول :Kol: نام قديمى عليگر در ايالت اتراپرادش .
( 4 ) . چندوار : طبقات ناصرى ، 2 / 17 : چندوال . اين اسم به صورتهاى مختلف چندوال ، جندوال و چنداوار آمده است .
( 5 ) .Etawah( 6 ) .Asi( 7 ) .Hemraj