تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
كه سلطان محمود جهت تسخير بعضى ديار از غزنين بيرون رفته بود در مدح محمود قصيده‌اى در سلك نظم كشيده متوجّه اردوى او شد تا به عرض رساند ؛ در اثناى راه به در گلخنى رسيد كه يكى از مجذوبان ، مشهور به لاى « 1 » خوار ، ساقى خود را مىگفت : قدح پر كن به كورى محمود . ساقى گفت : محمود پادشاهى است مسلمان و به امر جهاد مشغول . لاىخوار گفت : مردكى است بسيار ناخوش . آنچه در تحت حكم وى آمده است ضبط نمىتواند كرد و مىرود كه مملكت ديگر بگيرد ، آن قدح را دركشيد . به او گفت : « قدحى ديگر پر كن به كورى سنايى شاعر » . ساقى گفت : « سنايى شاعرى است فاضل و لطيف طبع » . لاىخوار گفت : « اگر وى از لطف طبع بهره‌ور بودى به كارى اشتغال نمودى كه وى را به كار آمدى . گزافى چند در كاغذ نوشته كه به هيچ كار وى نمىآيد و نمىداند كه او را براى چه آفريده‌اند » . سنايى از شنيدن اين سخن متغيّر گشت از شراب غفلت هشيار گشته و به سلوك مشغول گرديد . بر خردمندان خرده‌دان پوشيده و پنهان نماند كه شيخ سنايى معاصر بهرام شاه بود و آن كتاب را در سنهء خمس و عشرين و خمسمائه [ 525 / 1131 م ] به نام نامى آن شاه عالىجاه نظم نموده « 2 » و چون سلطان محمود غزنوى در سنهء احدى و عشرين و اربعمائه [ 421 / 1026 م ] وفات يافته ، از ملاحظه اين دو تاريخ نزد اذكيا سمت وضوح مىيابد كه صحّت حكايت مجذوب لاىخوار در عهد سلطان محمود به غايت مستبعد است و ، ظاهرا ، اين امر در عهد سلطان مسعود واقع شده و كاتبان غلط كرده نام سلطان محمود نوشته‌اند ، و العلم عند اللّه تعالى « 3 » . وفات شيخ سنايى ، به عقيدهء صاحب گزيده « 4 » ، در زمان سلطان بهرام شاه دست داده و به قول بعضى از فضلا در سنهء خمس و عشرين و خمسمائه [ 525 / 1131 م ] كه تاريخ اتمام حديقه است آن واقعه اتّفاق افتاد .
هامش
( 1 ) . ش : لايه . پت : لاله . ( 2 ) . ر ك : تاريخ ادبيات در ايران ، 2 / 561 . ( 3 ) . ر ك : حبيب السير ، 2 / 400 . ( 4 ) . تاريخ گزيده ، ص 736 . علامهء قزوينى در حواشى چهار مقاله ، وفات سنايى را به سال 545 ق قيد كرده است .