تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
پيوست و اثر كفران نعمت ظاهر گشته صرصر هزيمت بر رايت محمّد باهليم وزيد و در اثناى گريز با ده پسر و اتباع بر زمين جمجمه افتاده چنان فرورفتند كه اثرى از راكب و مركوب پيدا نشد . آن‌گاه سالار حسين بن ابراهيم علوى را سپهسالار آن حدود گردانيده ، مراجعت غزنين را وجههء همّت ساخت . و در اواخر سلطنتش قطب الدّين محمّد غورى ، كه داماد وى بود ، در غزنه به حكم بهرام شاه مقتول گرديد و سيف الدّين سورى جهت انتقام خون برادر خود متوجّه غزنه شد و بهرام شاه طاقت مقاومت نداشته از غزنين به كرمان رفت . و اين كرمان نه كرمان مشهور است ، بلكه اين كرمان شهرى بود ميان غزنين و هند كه افغانان به واسطهء آنكه در حوالى آن ولايت كوه بسيار بود و تردّد سواران در آنجا تعسّر تمام داشت ، آن ولايت را متصرّف شده در آن شهر بودند . سيف الدّين سورى به غزنين درآمده متصرّف گشت و در آنجا قرار گرفته و بر غزنويان اعتماد كرده و برادر خود علاء الدّين را با تمامى امراى قديم به جانب غور فرستاد و با آنكه سيف الدّين با اهالى غزنين سلوك هموار مىكرد و غوريان را اندازه نبود كه بر ايشان تعدّى كنند ، هميشه غزنويّه خواهان بهرام شاه بودند و با سيف الدّين ظاهرا دوستى مىنمودند و خفيه با بهرام شاه ابواب مراسلات مفتوح مىداشتند ، تا آنكه فصل زمستان رسيد و راه‌هاى غور را برف گرفته مردم را طاقت تردّد نماند . بهرام شاه ناگاه با لشكرى بسيار از افغان و خلج و ساير مردم صحرانشين به حوالى غزنين رسيد و در اين وقت كه فاصله زياده از دو سه فرسنگ نماند ، سيف الدّين سورى از حقيقت حال خبر يافته با غزنويان كه دم از مصادقت و اخلاص مىزدند ، در باب جنگ و رفتن به جانب غور مشورت كرد . غزنويان نفاق را شعار خود ساخته آنچه حقّ مشورت است به تقديم نرسانيده و به جنگ ترغيب و تحريص نمودند . سيف الدّين بر حكم المستشار مؤتمن « 1 » ايشان را در مشورت امين پنداشته با فوجى از مردم [ غزنين
هامش
( 1 ) . كسى كه مورد مشورت قرار مىگيرد قابل اعتماد است ( خزينة الامثال ، ص 180 ) .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 180 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى