عنفوان جوانى ترك لذّات كرده ماه رجب و شعبان را با ماه مبارك رمضان انضمام داده در سال سه ماه به صيام مىگذرانيد و به تمهيد بساط معدلت و رعيّتپرورى ، بر وجه احسن ، قيام نموده در خيرات مبالغه مىفرمود . چنانچه در جامع الحكايات « 1 » مسطور است ، هرسال يك مرتبه امام يوسف سجاوندى را در مجلس خود حاضر ساختى و او به وعظ گفتن مشغول گشتى و مردم را پند دادى و با سلطان ابراهيم بىمحابا سخن گفتى و او از درشتى آن امام يگانه آزرده نگشتى و خطّ نسخ بسيار خوش نوشتى و در ايّام سلطنت ، هرسال ، يك مصحف به خطّ خود به اتمام رسانيده يك سال به مكّه مىفرستاد و يك سال به مدينه . گويند تا حال چند مصحف به خطّ او در كتابخانهء حضرت رسالت پناه - صلى اللّه عليه و آله و سلم « 2 » - موجود است .
و سلطان ابراهيم را در اوايل سنوات جلوس با سلجوقيان مصالحه اتّفاق افتاد . بر اين جمله كه هيچيك از فريقين قصد مملكت يكديگر نكنند « 3 » و رعايا را كه ودايع الهىاند ، ضرر و مزاحمت نرساندند و دختر ملكشاه سلجوقى را در عقد نكاح پسر خود مسعود درآورده ابواب مصادقت و موافقت مفتوح ساخت . گويند پيش از آنكه صلح واقع شود ، سلطان ملكشاه سلجوقى عزيمت يورش غزنين كرد ، سلطان ابراهيم متوهّم شده تدبيرى انديشيد و نامهها به اسامى امراى ملكشاه نوشت ؛ مضمون آنكه « چون به سمع اشرف ما رسيد كه شما ملكشاه را در باب آمدن به اين جانب تحريض و ترغيب بسيار نمودهايد به غايت پسنديده افتاده وظيفهء اخلاص آنكه در آن باب نهايت سعى مبذول داشته نوعى كنيد كه ملكشاه زودتر به اين ولايت درآيد تا به كلّى از وى خلاص يابيم و ما چنانچه قبول كردهايم مرسومات شما را مضاعف كرده عنايت و عاطفت بيكران دربارهء همگنان مبذول خواهيم داشت . » و اين مكتوبات به يكى داده گفت : « چون ملكشاه اكثر اوقات به صيد و
هامش
( 1 ) . جامع الحكايات ، جزء اوّل از قسم دوم ، ص 73 .
( 2 ) . پ : « و سلم » ندارد .
( 3 ) . پ : نكردند .