تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شكار مشغول است فرصت نگاه‌دار تا در شكارگاه تو را نزد او برند . » و غرض سلطان ابراهيم از اين تعليم « 1 » آن بود كه آن مكتوبات در جايى به دست ملكشاه افتد كه امرا همراه او نباشند . اتّفاقا ، در وقتى كه سلطان ملكشاه در قصبهء اسفراين 177 نزول كرده بود روزى به عزم شكار برآمد . در اثناى شكار حافظان شكارگاه او را گرفتند ، پيش سلطان ملكشاه بردند . چون سلطان احوال پرسيد ، بنياد پريشان گفتن كرد . سلطان فرمود كه او را تازيانه‌اى چند بزنند تا به راستى اقرار نمايد . چون به فرمودهء سلطان عمل نمودند ، گفت : « من پيك سلطان ابراهيم غزنوىام ، مرا به اين اردو فرستاده مكتوبى چند به من داده . » چون مكتوبات گرفتند سلطان ملكشاه بر مضمون آنها اطّلاع يافته صلاح در اظهار نديد و عنان عزيمت از آن اراده مصروف داشته به جانب مستقرّ سلطنت خود مراجعت نمود « 2 » . آخر الامر ، بعد از تفتيش و تفحّص ، ظاهر شد كه اين از جملهء تدبيرات سلطان ابراهيم بود . و از سلطان ملكشاه منقول است [ 79 ] كه بعد از اطّلاع بر حقيقت حال مىفرمود كه هرچند سلطان ابراهيم اين مكر و حيله از براى آن كرده بود كه طاقت مقاومت نداشت و يقين مىدانست كه اگر مهم به جنگ افتد مغلوب مطلق خواهد بود ، امّا چون از مكر و تزوير از آن عزيمت بازگشتيم ، گويا كه او بر ما غالب آمده و چون خاطر ابراهيم بن مسعود از قبل سلجوقيّه مطمئن شد ، لشكر به جانب هند فرستاده بسى از مواضع آن ديار را ، كه تا آن زمان فتح نشده بود ، مسخّر و مفتوح ساخت . و در سنهء اثنى و سبعين و اربعمائه [ 472 / 1079 م ] ، سلطان ابراهيم خود به جانب هند نهضت فرمود و قلعهء اجودهن « 3 » 179 را ، كه حالا معروف به پتن شيخ فريد شكر گنج است و از لاهور « 4 » تا آن قلعه قريب صد كروه است ، محاصره نموده مسخّر ساخت و بعد از اين فتح به جانب قلعهء ديگر ، كه آن را روپال « 5 » 178 مىگفتند ، متوجّه
هامش
( 1 ) . ش : سخن . ( 2 ) . برگرفته از روضة الصّفا ، 6 / 6 - 2965 . ( 3 ) .Ajodhan( 4 ) .Ajodhan( 5 ) . روپالRopal: در متن انگليسى ، 1 / 80 : رودپالRoodpalضبط شده است .