روزگار گذرانيد . مدّت سلطنت على بن مسعود دو سال امتداد يافت .
ذكر سلطنت زين الملّة سلطان عبد الرّشيد غزنوى
سلطان عبد الرّشيد ، به روايت صحيح ، پسر سلطان محمود غزنوى است و به فرمان مودود در قلعهاى ، كه ميان بست و اسفزار 173 است ، محبوس بود . عبد الرزّاق بن احمد ميمندى در اثناى راه خبر فوت مودود شنيده فسخ عزيمت سيستان نمود و به قلعهء تكناباد درآمده چندگاه در آنجا مقام كرد و به اتّفاق خواجه ابو الفضل و رشيد بن التونتاش حاجب و نوشتگين حاجب خرخيز « 1 » 174 در اواخر سنهء ثلث و اربعين و اربعمائه [ 443 / آوريل - مه 1052 م ] عبد الرّشيد را كه سلطان مودود نيز در حين فوت « 2 » به سلطنت او وصيّت كرده بود ، از حبس برآورده به پادشاهى برداشت و كوچ بر كوچ روانهء غزنين گرديد . سلطان على بن مسعود ، مصرع :
بىدردسر نيزه [ 76 ] و آمد شد
شمشير روى به وادى گريز آورد . سلطان عبد الرّشيد به فراغ خاطر بر تخت آبا و اجداد متمكّن گشته به امور ملك و مال پرداخت . و سلطان على را به دست آورده در قلعهء دندىرو بند كرد و على بن ربيع را ، كه در هندوستان تسلّط تمام پيدا كرده بود ، به انواع تدبير پيش خود آورد و نوشتگين حاجب خرخيز « 3 » را كه از غلامان ترك وفادار بود « 4 » ، امير الامراى هندوستان ساخته با امرا و سپاه خوب به حكومت بلدهء لاهور فرستاد و او بدان حدود رفته قلعهء نگركوت را كه در فترات سابق كفّار متصرّف شده بودند ، در مدّت پنج شش روز « 5 » از دست ايشان برآورد و طغرل حاجب را كه از بركشيدگان سلطان مودود بود و خواهر او در سلك ازواج سلطان مودود انتظام داشت ، به سيستان فرستاد و طغرل سيستان مسخّر كرده جمعيّت تمام به هم رسانيد و به فكر سلطنت افتاده متوجّه غزنين گشت . عبد الرّشيد آن را فهميده در
هامش
( 1 ) . پت : « نوشتگين حاجب خرخيز » ندارد .
( 2 ) . م ، 1 / 81 ن ، 1 / 47 : حيات .
( 3 ) . روضة الصّفا ، 6 / 2962 : جرجير .
( 4 ) . م ، 1 / 81 ن ، 1 / 47 : « كه از غلامان ترك وفادار بود » ندارد .
( 5 ) . ش : « در مدت پنج شش روز » ندارد .