هم داستان نگشته ، ميان او و على بن ربيع كار « 1 » به جنگ رسيد . جميع مردم غزنين سلاح پوشيده به در خانهء بايتگين آمدند و از جملهء پسران سلطان مسعود ، ابو الحسن على در شهر بود . على بن ربيع « 2 » مىخواست او را دفع كند . در آن وقت گريخته پيش بايتگين [ رفت ] « 3 » و بايتگين ، به اتّفاق اركان دولت ، مسعود بن مودود را بعد از آنكه پنج شش روز پادشاهى كرده بود خلع نموده عمّش [ على بن مسعود ] « 4 » را به ايالت برداشت .
ذكر سلطنت ابو الحسن على بن مسعود بن محمود غزنوى
روز جمعه ، غرّهء شعبان سنهء احدى و اربعين و اربعمائه [ 441 / 29 دسامبر 1049 م ] سلطان على بن مسعود بر تخت سلطنت قرار گرفت و زن مودود را ، كه دختر چغرى « 5 » بيگ بود ، به عقد نكاح خود درآورد . و على بن ربيع به اتّفاق ميرك وكيل ، زر و جواهر آنچه توانست برداشته به اتّفاق جمعى از غلامان و امرا به جانب پيشاور « 6 » گريخت و آن خطّه را با ملتان و سند در ضبط خود درآورده افغانان را كه عصيان ورزيده خرابى مىكردند به ضرب شمشير مطيع و منقاد گردانيد و تا زمان عبد الرّشيد در آنجا بود .
و در سنهء ثلث و اربعين و اربعمائه [ 443 / 52 - 1051 م ] سلطان على ، برادران خود را ، كه مردانشاه و ايزديار « 7 » نام داشتند ، از قلعهء ناى 172 به دار الامان غزنين آورده معزّز و مكرّم گردانيد و چون سخن خروج عبد الرّشيد در ميان بود ، در خزانه گشاده مال فراوان به مردم داد ، امّا سودمند نشد و عبد الرّشيد در اواخر سال مذكور به غزنين رسيده او را منهزم گردانيد و خود مالك تاج و تخت گشته چند روزى به عزّت
هامش
( 1 ) . ش : مهمات .
( 2 ) . پت : على ربيع .
( 3 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .
( 4 ) . پ : ندارد . پت : سلطان على بن مسعود . م ، 1 / 81 . ن ، 1 / 46 : ابو الحسن على بن مسعود .
( 5 ) . س . ن : جعفرى .
( 6 ) . ش : « به جانب پيشاور » ندارد .
( 7 ) . پت : ايزدبار .