رفتند .
و در سنهء تسع و ثلثين و اربعمائه [ 439 / 1048 م ] ، امير قزدار طغيان ورزيده امير بايتگين بر سر او رفت ، قزدار جنگ كرده شكست يافت و بعد از چندگاه از راه اطاعت درآمده خراج قبول نمود و امير حاجب برگشته به غزنين آمد .
و در سنهء اربعين و اربعمائه [ 440 / 1049 م ] ، امير مودود هردو پسر كلان خود ، ابو القاسم محمود و منصور ، را در يك روز خلعت و طبل و علم داده ، ابو القاسم محمود را به جانب لاهور و منصور ، را به جانب پشور « 1 » روان كرد و ابو على « 2 » كوتوال غزنين را فوجدار كرده به هندوستان فرستاد تا رفته سركشان هند را مالش دهد .
ابو على نخست به پيشاور رفت چون به قلعهء ماهتيله « 3 » روى نهاد ، آهين « 4 » ، حاكم آن قلعه كه ياغى شده بود ، جريده بگريخت و ابو على كس پيش « 5 » هجراى بن تيك « 6 » ، سالار هندوان كه در زمان سلطان محمود خدمتها كرده عمرى در ملازمت گذرانيده بود و به واسطهء بعضى امور گريخته به هندوستان آمده در كوههاى كشمير مىبود فرستاد ، استمالت بسيار نموده پيش خود طلبيد و قول داده به غزنين فرستاد . امير مودود در مقام التفات آمده تسلّى او نمود .
و در اين مدّت كه ابو على كوتوال در سند « 7 » بود ، دشمنان او از روى حسد خبرهاى قبيح به امير مودود رسانيده بودند . لهذا « 8 » ، چون ابو على كوتوال با اموال بسيار به غزنين آمد ، امير مودود فرمود تا او را مقيّد كردند و به ميرك بن حسين وكيل سپردند . بعد از چند روز ، اعدا او را در آن حبس كشتند و چون بىرخصت امير مودود ارتكاب اين فعل نموده بودند « 9 » ، در مقام اخفاى آن شده ، امير مودود را هر روز ترغيب و تحريض سفر مىنمودند تا به چيزهاى ديگر مشغول گشته چندگاهى
هامش
( 1 ) . پت : ترشور . در منابع تاريخى به صورتهاى پشور - پرشور - پرشار آمده است كه همان پيشاور است .
( 2 ) . ش : امير بو على .
( 3 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 30 : ماهيته .
( 4 ) . پت : امين . طبقات اكبرى ، 1 / 30 : آهنين .
( 5 ) . ش : « ابو على كس پيش » ندارد .
( 6 ) . پت : هجراسنگ .
( 7 ) . ش : هند .
( 8 ) . ش : « لهذا » ندارد .
( 9 ) . ش : « بودند » ندارد .