افتاده اكثر امراى غزنين به ملازمتش مشرّف گردند ، ناگاه صبح عيد قربان ، مجدود را در خرگاه مرده يافتند و كيفيّت آن اصلا معلوم نشد . و اياز نيز در آن چند روز وفات يافته « 1 » بىجنگ و جدل مملكت هندوستان ، آن مقدار كه به او تعلّق داشت ، به تصرّف متعلّقان سلطان مودود « 2 » درآمد و ملوك ماوراء النّهر نيز او را اطاعت كردند ، امّا سلجوقيان با وجود آنكه مودود ، دختر چغرىبيگ سلجوقى « 3 » را به عقد نكاح درآورده بود ، همچنان در مقام نزاع و عناد بودند « 4 » .
و در سنهء خمس و ثلثين و اربعمائه [ 435 / 1044 م ] راى دهلى و ديگر راجهها اتّفاق كرده بلدهء هانسى و تهانيسر را با ساير مضافات از تصرّف گماشتگان غزنويّه برآورده متوجّه نگوكوت گرديدند و آن را نيز مدّت چهار ماه محاصره كرده چون مدد از لاهور نرسيد ، مسخّر و مفتوح ساخته ، متصرّف شدند و در قلعهء نگركوت به رسم قديم بتها نصب كرده ، مجددا رسوم بتپرستى در آن حدود رواج دادند .
و شرح اين قصّه چنان است كه راى دهلى چون آثار ضعف و ادبار در سلطنت غزنويّه مشاهده نمود به راهنمونى يكى از براهمهء ابليس صفت ، امرا و اركان دولت خود را حاضر ساخته گفت : « امشب بت نگركوت به خواب من آمده گفت من در اين مدّت در غزنين براى آن توقّف كرده بودم كه اساس دولت غزنويّه را متزلزل و ويران سازم . اكنون چون « 5 » مقصود من حاصل شد مىخواهم كه به مركز اصلى مراجعت نمايم . فتح و نصرت به شما دادم ، بايد كه آن مقدار ولايت كه از حوزهء شما به در رفته به تصرّف آوريد و مرا در آنجا حاضر دانيد . » كفّار آن روز را همچو يكى از عيدهاى خود دانسته جشنها كردند و خوشحالىها نمودند و راى دهلى مخفى و پنهان سنگتراشان معتمد خود را فرمود كه سنگى به هم رسانيده مشابه صورت آن بت تمثال مستعد كنند . سنگتراشان ، در ساعت ، كمر خدمت چست ساخته براى
هامش
( 1 ) . ش : كرده .
( 2 ) . پت : بوده .
( 3 ) . پت : دختر بيگ سلجوقى .
( 4 ) . برگرفته از روضة الصّفا ، 6 / 2958 .
( 5 ) . پ : چه .