و در سنهء اربع و ثلثين و اربعمائه [ 434 / 1043 م ] امير مودود ، ارتگين حاجب را [ 73 ] به طخارستان 170 فرستاد . ارتگين چون به طخارستان رسيد خبر يافت كه پسر داوود تركمان به ارمن آمده است . لشكر بر سر او كشيد و چون قريب به او شد ، پسر داوود تركمان لشكر را به جا گذاشته خود با معدودى بهدر رفت . ارتگين بدانجا رسيده كس بسيار از لشكر او به قتل آورده از آنجا به شهر بلخ آمده بگرفت و خطبه به نام [ امير مودود خواند و ] « 1 » بعد از چندگاه تركمانان قصد او كرده نزديك بلخ آمدند .
ارتگين از امير مودود مدد خواست . چون [ التماس در ] « 2 » معرض قبول نيفتاد با جمعيّت خويش از راه پنجهير « 3 » كابل به غزنين آمد .
و در سنهء خمس و ثلثين و اربعمائه [ 435 / 1044 م ] امير مودود از ابو على ، كوتوال غزنين رنجيده محبوس ساخت و آخر چون بىگناهى او معلوم گرديد از قيد برآورده ديوان مملكت و كوتوال غزنين گردانيد . و سورى بن المعتر را ، كه از قديم الايّام در سر كار گنبد امام على رضا « 4 » - عليه السّلام - بود و در آن زمان ديوان شده بود ، حبس كرده تا در حبس بمرد . و از ارتگين چيزهاى بد خاطرنشان امير مودود گرديد ، لهذا ، او را در حضور خود گردن زد . در همين سال تركمانان غز نيز طمع در ملك غزنويّه كرده به نواحى بست آمدند و سلطان مودود لشكر فرستاده ، بعد از جنگ سخت ، غزان منهزم گشتند .
و در سنهء ست و ثلثين و اربعمائه [ 436 / 1045 م ] خواجه طاهر وزير فرمان « 5 » يافت و خواجه ابو الفتح عبد الرزّاق بن احمد بن حسن ميمندى به جاى او به وزارت نشست . و ، هم در اين سال ، طغرل حاجب را به سوى بست فرستاد . طغرل تا
هامش
( 1 ) . پ : به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد .
( 2 ) . پ : به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد .
( 3 ) . پنجهيرPanjhair: به زبان محلّى ، به معنى پنج كوه است ، به دليل داشتن معدن نقره در زمان صفاريان يعنى در قرن سوم هجرى مركز ضرابخانه بوده است . ( جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 375 )
( 4 ) . پ : به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد .
( 5 ) . پت . م ، 1 / 79 . ن ، 1 / 45 : وفات .