تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
هندوستانيان معبودى شبيه آن بت مهيّا كردند و راى دهلى با راجه‌هاى اطراف متّفق گشته قلعهء هانسى و تهانيسر را بگرفت و متوجّه قلعهء نگركوت گرديده در ظاهر آن حصار خيمه و خرگاه مرتفع ساخت . و چون پردهء شب مانع و حايل رؤيت ابصار گرديد و مردم به خواب غفلت فرورفتند ، راى دهلى معبودى كه مخلوق و مصنوع سنگ‌تراشان سحرآفرين بود ، به دست برهمن راهنمون داد تا او را در باغى كه در آن حوالى بود برده در موضعى لايق نصب نمايد . برهمن معبود مصنوع بىشعور را برداشته به آن باغ رفت و جاى مناسب به هم رسانيده آنجا منصوب ساخت . و على الصّباح كه نگار خاورى سر از دريچهء قصر زمرّدى برآورد ، باغبانان سر از خواب برداشته برقرار معهود متوجّه باغ گرديدند . و چون صورت آن بت بسيار ديده بودند و به واجبى مىشناختند فرياد برآوردند و از روى ذوق و شوق به رسيدن و آمدن او مبارك باد به يكديگر گفتند و اين خبر انتشار يافته در لشكرگاه غوغاى عظيم افتاد و راى دهلى با فرزندان و خويشان و بزرگان [ 72 ] [ به شوكت و تجمّل تمام ] « 1 » ، پياده و پاى برهنه ، براى تعظيم معبود مصنوع روانهء باغ گرديد و آنچه رسم ايشان بود به جاى آورده سر [ بر پاى او گذاشت ] « 2 » و شكر قدم به جاى آورده بيرون آمد و گفت : « چون در يك شب از غزنين به اينجا آمده است و كوفت راه [ دارد امروز بر ] « 3 » بستر استراحت غنوده است ، فردا بارعام خواهد داد . » عامّهء كفّار قبول آن كرده ، فراخور حال ، [ نذور و ] « 4 » صدقات بر خود معيّن و لازم گردانيدند و روز ديگر به خدمت او رسيده آن مقدار زر و جواهر و اقمشه در پاى او [ ريختند ] « 5 » كه محمود روانهء هندوستان گرديد . و آن برهمن نزديك بت سنگين‌دل ايستاده هركه به زيارت مىآمد به او مىگفت كه بت حكم كرده است كه قلعه را كه مسكن من است مسخّر و مفتوح گردانيد . سپاه هندو از روى اخلاص و اعتقاد در تسخير قلعه ساعى گشته به لوازم
هامش
( 1 ) . به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد . ( 2 ) . به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد . ( 3 ) . به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد . ( 4 ) . به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد . ( 5 ) . به علت پارگى محو است ، از ش تكميل شد .