تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

ذكر سلطنت ابو الفتح قطب الملّه « 1 » شهاب الدّوله « 2 » امير مودود بن مسعود بن محمود غزنوى

چون مسعود كشته شد ، محمّد مكحول گريهء بسيار كرد و آن مردم را كه سعى نموده بودند ملامت كرده نامه‌اى به مودود بن مسعود ، كه در بلخ مىبود ، نوشت . مضمون آنكه : « فلان و فلان به قصاص پدر خود مسعود را كشتند و ديگران را در آن امر « 3 » اختيارى نبود « 4 » » . مودود در جواب به عربى نامه‌اى نوشت [ 70 ] كه مضمونش اين است : « حقّ ، سبحانه و تعالى ، عمر امير را زياده گرداند . و امّا فرزند ديوانهء او احمد را عقلى روزى كناد كه بدان معاش تواند كرد . امرى عظيم را مرتكب شده خون پادشاهى ريخته كه امير المؤمنين او را سيّد الملوك و السّلاطين لقب داده بود ، زود باشد كه پاداش آن به او برسد . « 5 » » و متعاقب نامه خواست كه به قصد انتقام به جانب ماريگله نهضت نمايد . ابو نصر احمد بن محمّد بن عبد الصّمد او را از آن عزيمت بازداشته به غزنين برد . مردم غزنين همه به استقبال شتافته موافقت نمودند . پس در سنهء اثنى و ثلثين و اربعمائه [ 432 / 1042 م ] از غزنين برآمد و محمّد مكحول ، نامى ، پسر كوچك خود را سپهسالار پيشاور و ملتان گردانيده از حوالى آب سند به استقبال مودود شتافت و در دشت دينور « 6 » ميان عمّ و برادرزاده نايرهء قتال اشتعال يافت . آخر الامر ، نسيم نصرت و ظفر بر افواج مودود وزيده ، محمّد با پسرانش و نوشتگين بلخى و پسر على خويشاوند و سليمان بن يوسف ، كه مادّهء فتنه و فساد بودند ، همه اسير و دستگير شدند و بندگان مودود به قصد انتقام در ساعت همه را به قتل رسانيدند الّا عبد الرّحيم بن محمّد ، و سبب خلاص او آن بود كه در آن
هامش
( 1 ) . ش . پت : الملك . ( 2 ) . پت : شهاب الدّين . ( 3 ) . ش : « در آن امر » ندارد . ( 4 ) . الكامل ، 16 / 194 : پدرت به كين‌خواهى كشته شد . و فرزندان احمد ينالتگين بدون رضايت من او را كشتند . ( 5 ) . ر ك : الكامل ، 16 / 194 . ( 6 ) . عبد الحى حبيبى در زين الاخبار ، ص 205 : « دنپور » ضبط كرده است كه مراد جلال‌آباد كنونى باشد . در حدود العالم ( ص 28 ) نيز « دنپور » آمده . براى آگاهى بيشتر ر ك : زين الاخبار ، ص 205 ، پاورقى 3 .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 157 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى