هجوم نموده ، راهها را بر لشكر غزنين گرفتند . امير مسعود ناچار صفها ترتيب داده مستعدّ قتال شد . تركمانان نيز لشكرها آراسته در مقابل آمدند و جنگ عظيم روى نمود . در اين اثنا ، اكثر سالاران لشكر غزنين ، برگشته به دشمن درآمدند و سلطان به نفس خويش به ميدان درآمده چندكس از سرداران تركمانان به ضرب نيزه و شمشير و گرز بينداخت و كارزارى كرد كه هيچ پادشاهى نكرده بود . ناگاه جمعى از لشكر غزنين ، كه به دشمن درنيامده بودند ، ايشان هم بىوفايى كرده و پشت به معركه داده به جانب غزنين فرار نمودند و چون هيچكس نزد امير مسعود نماند ، به قوّت و مردانگى خود از آن معركه به درآمد و هيچكس را قدرت آن نبود كه در عقب او آيد .
چون به مرو درآمد ، چندكس از لشكريان به او ملحق شدند و از آنجا از راه غور به غزنين آمده سالارانى را كه حرب ناكرده ، پشت به معركه داده بودند ، مثل على دايه و حاجب سباشى « 1 » و بكتغدى حاجب ، همه را گرفته مصادره كرد و به هندوستان فرستاده در قلعهها بند فرمود و اكثر در آن نزديكى در آن حبس « 2 » مردند .
و امير مسعود در دفع تراكمهء سلجوقى عاجز شده خواست كه لشكر را به هند برد تا قوّتى به هم رساند و بر سر تركمانان رفته سزاى ايشان بدهد . پس شهزاده مودود را كرّت دوم امارت بلخ داده ، خواجه محمّد بن عبد الصمد وزير را با او همراه كرده به آن صوب فرستاد و ارتگين حاجب را به حاجبى او معين « 3 » نموده چهار هزار كس با او همراه كرد و شهزاده امير مجدود را ، كه از لاهور آمده بود ، فرمان داد كه با دو هزار كس به جانب ملتان رفته محافظت آن حدود كند و شهزاده امير ايزديار را به جانب كوهپايهء غزنين فرستاد تا افغانان آنجا را كه عاصى بودند نگاه دارد و نگذارد كه به آن ولايت مضرّت رسانند و سلطان خود تمام خزاين سلطان محمود ، كه در قلعهها بود ، به غزنين آورده و بر شتران باركرده به جانب لاهور روان
هامش
( 1 ) . ش : شباسى . پت : سنانى . م . 1 / 74 . ن ، 1 / 43 : شيبانى . زين الاخبار ، ص 203 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 602 ؛ الكامل ، 16 / 192 ؛ تاريخ الفى ، 3 / 2199 : سباشى .
( 2 ) . ش : بند .
( 3 ) . ش : تعيين .