تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

[ غزوهء هندوستان ] « 1 »

و در سنهء اربع و عشرين و اربعمائه [ 424 / 1033 م ] سلطان مسعود قصد هندوستان نمود و بر سر قلعهء سرستى ، كه در درّهء كشمير واقع است ، رفته محاصره فرمود و رعب و هراس بر ضماير ساكنان آن حصن حصين مستولى شده كس نزد « 2 » سلطان فرستادند كه بالفعل آن مقدار زر تسليم مىنماييم و هرساله نيز مبلغ بسيار و اصل خزانه خواهيم ساخت . سلطان مىخواست كه به اين طريق صلح كند . جمعى از تجّار مسلمانان ، كه در بند مردم قلعه بودند ، عرضه داشت فرستادند كه ما برحسب نصيب و تقدير بدين ديار آمده به دست كفّار اين حصار گرفتار شديم و هر چه از عاريت دنيوى در كنار داشتيم از ما گرفته همچو الف از لفظ « 3 » درهم و دينار عارى ساختند . اكنون بيم آن است [ 65 ] كه بعد از مراجعت سلطان ما را از نقد حيات نيز محروم سازند . چون مردم قلعه را آذوقه و استعداد مقاومت بيش از اين نيست ، يقين كه در اندك زمان مسخّر خواهد شد . سلطان اين معنى به خاطر آورده فسخ صلح نمود و در لوازم محاصره كوشيده بفرمود تا خندق را به نيشكرى كه در آن نواحى بود انباشته و بلند ساخته بالا رفتند و تمامى كفّار را به قتل آورده زن و فرزند ايشان اسير كردند و اموال بسيار به دست آورده هرچه از تجّار گرفته بودند از آن جمله بدادند و اين نيك‌نامى تا ابد الدّهر بماند .
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 4 » . و در اين سال در اكثر ربع مسكون باران نباريد و قحطى عظيم پيدا شد و ، متعاقب قحط ، وباى عام به‌هم رسيد « 5 » ، چنانچه در اكثر اقاليم سرايت كرد و در كمتر از يك ماه چهل هزار كس در اصفهان مردند و در اكثر بلاد و قراياى هندوستان آن مقدار آدم نمانده بود كه به كشت « 6 » و زراعت و انواع حرفه قيام نمايند و در حوالى بغداد و موصل و ولايت جبال مرض جدرى به نوعى شايع شد « 7 » كه هيچ خانه نبود
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 2 ) . ش . پت : پيش . ( 3 ) . ش . پت : نقطه . ( 4 ) . مائده ( 5 ) آيهء 54 : اين فضل خداست آن را به هركه خواهد مىدهد . ( 5 ) . ش : پيدا شد . ( 6 ) . پ : يك شب . ( 7 ) . ش : گشت .