فتح قلعهء هانسى 162
و هم در اين سال « 1 » پسر خود مودود را طبل و علم داده به بلخ فرستاد « 2 » و خود به قصد فتح قلعهء هانسى « 3 » ، كه به روايت صاحب طبقات ناصرى پايتخت سوالك است ، به جانب هندوستان لشكر كشيد و آن قلعهاى است به غايت محكم و هندوان چنان خيال كرده بودند كه هرگز هيچكس از سلاطين اسلام را بدان دست نخواهد بود « 4 » . بنابراين ، چون سلطان بدانجا رسيد سعى جميل نموده در مدّت شش روز بگرفت و غنيمت بىشمار به دست آورد و به معتمدان سپرده از آنجا رو به قلعهء سونپت « 5 » 163 آورد و حاكم آن قلعه ، ديپال هريا « 6 » خبردار شده به جنگل گريخت « 7 » .
فتح سونپت
و لشكر اسلام آن قلعه را مفتوح ساخته تمام بتخانهها برانداختند و غنايم بسيار به دست آوردند و چون خبر ديپال يافته برابرش رفتند . وى خبردار « 8 » شده تنها به در رفت . و غازيان عظام تمام لشكر او را قتل و اسير كردند و از آنجا به درّهء رام توجّه نموده و چون رام خبر يافت از مال و فيل پيشكش بسيار فرستاده پيغام كرد كه چون من پير و ضعيفم به خدمت نمىتوانم رسيد . امير مسعود عذر او را پذيرفته دست از او بازداشت و در سونپت يكى از امراى كبار را نشانده بلاد عقب را بالتمام ضبط فرمود و خود عازم مراجعت غزنين گشته ، چون به لاهور رسيد ، فرزند خويش ابو المجد مجدود را حاكم آن بلده ساخته طبل و علم داده اياز خاصّ را اتابك وى
هامش
( 1 ) . يعنى در ذى القعدهء سنهء سبع و عشرين و اربعمائه .
( 2 ) . زبدة التواريخ ، ص 43 : دو رود را روانهء بلخ كرد و امارت بلخ و طخارستان را به دو وانهاد .
( 3 ) .Hansi( 4 ) . پت : عنوان « فتح قلعهء هانسى » دارد .
( 5 ) . پت : سوئى پت ، سونپت :Sunpat( 6 ) . ش ، م : هرى . زين الاخبار ، ص 201 : ديپال هريانه ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 23 : دينالهر .
( 7 ) . ش : « به جنگل گريخت » ندارد .
( 8 ) . ش : واقف .