تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آن زخم به جايى رسيد كه قبل از اين در وقت گرفتن قلعه‌اى از قلاع هند در حضور سلطان محمود سنگ منجنيق بر همان جاى خورده بود . التونتاش كيفيّت حال مخفى داشته آن مقدار ثبات قدم ورزيد كه بسيارى از لشكريان علىتگين كشته شدند و بقيّة السّيف به جنگل گريختند . و چون شب شد التونتاش سران سپاه را طلبيده حكايت زخم « 1 » خود اظهار نمود و گفت : « نجات من از اين جراحت ممكن نيست . » اكنون شما چارهء كار خود كنيد . ايشان در همان شب قاصدى نزد علىتگين فرستاده مصالحه نمودند كه بخارا تعلّق به مسعود داشته باشد و از سمرقند به آن طرف از آن علىتگين . روز ديگر علىتگين به جانب سمرقند روان شد و التونتاش به جانب خراسان و روز دوم التونتاش وفات يافت و وكلا و وزرا وفات او را پنهان داشته به خوارزم رفتند . سلطان مسعود چون « 2 » اين خبر شنيد ، حكومت خوارزم را به پسر التونتاش ، كه هارون نام داشت ، عنايت فرمود « 3 » .

[ فوت خواجهء حميده صفات احمد بن حسن ميمندى ] « 4 »

و در همين سال « 5 » خواجهء حميده خصال ، احمد بن حسن ميمندى ، به عالم آخرت انتقال نمود و مسعود ابو نصر احمد بن محمّد بن عبد الصمد را ، كه صاحب ديوان هارون بن التونتاش حاجب بود ، از خوارزم طلبيده امر وزارت به او تفويض فرمود .
هامش
( 1 ) . پ : زمام . ( 2 ) . ش . پت : « چون » ندارد . ( 3 ) . ر ك : روضة الصّفا ، 6 / 2952 ؛ حبيب السير ، 2 / 391 . ( 4 ) . پ . م ، 1 / 71 . ن ، 1 / 40 : عنوان ندارد . از ش افزوده شد . ( 5 ) . در طبقات اكبرى ، 1 / 21 : به سال ثلث و عشرين و اربعمائه ( 423 ق ) . در روضة الصّفا ، 6 / 2952 و حبيب السير ، 2 / 391 : درگذشت حسن ميمندى به سال « اربع و عشرين و اربعمائه ( 424 ق ) ضبط شده است .