تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
على را گفت جاى ايستادن نيست . حسين ثبات ورزيده به جنگ قيام نمود و به دست تركمانان اسير گشت و بكتغدى گريخته نزد امير مسعود به نيشابور آمد . سلطان مسعود غمگين گشته ، در سنهء ست و عشرين و اربعمائه [ 426 / 1035 م ] به غزنين توجّه نمود و مقارن آن حال از هندوستان خبر طغيان احمد ينالتگين « 1 » 161 [ 66 ] رسيد . امير مسعود ، بانهه « 2 » بن محمّد لكى را ، كه از سرداران هندوان بود ، بر سر او فرستاد و چون مقابل همديگر شد جنگ درپيوست ، بانهه كشته شد و لشكر او متفرّق گشت . چون اين خبر به امير مسعود رسيد ، تولك « 3 » بن حسين را ، كه امير الامراى هندوان بود ، فرستاد و او رفته جنگ كرده احمد را بشكست و چون او بدحال و پريشان روى به سوى منصوره 160 و تهته و سند نهاد ، تولك « 4 » تعاقب نموده هر كه از مردم او به دست افتاد ، گوش و بينى او بريد . احمد از غايت اضطرار مىخواست از آب سند بگذرد . ناگاه سيلى رسيده او را غرق ساخت و چون آب مرده او را به كنار انداخت . سر او را بريده پيش تولك آوردند ، تولك آن را به غزنين نزد امير مسعود فرستاد . و در سنهء سبع و عشرين و اربعمائه « 5 » [ 427 / 1036 م ] كوشك نو در غزنين به اتمام رسيده ، تخت زرّين مرصّع به جواهر در آنجا گذاشتند « 6 » و تاج زرّين مرصّع به جواهر به وزن هفتاد من از بالاى آن تخت به زنجيرهاى طلا آويختند و سلطان بر آن تخت نشسته ، آن تاج آويخته را بر سر نهاد و بارعام داد .
هامش
( 1 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 23 : احمد بن نيالتگين . ( 2 ) . پت . ن : ناتهه . منتخب التواريخ ، 1 / 16 : ناهر ؛ زين الاخبار ، ص 200 : بانهة بن محمد بن مللى ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 23 : بانتهه بن محمد على . ( 3 ) . پ : سلطان مسعود در سال 425 - 424 ق ، تلك را به عنوان سپهسالار لشكر هندوستان منصوب كرده بود كه احمد ينال‌تگين را شكستى سنگين داد و شورش او را فرونشاند . الكامل ، 16 / 151 . زين الاخبار ، ص 200 : تلك بن جهلن . ( 4 ) . ش : احمد . ( 5 ) . ش : سبع و عشرين . ( 6 ) . ش : نهادند . پت : « در آنجا گذاشتند » ندارد .