كه در او به واسطهء جدرى دو كس و سه كس فوت نشده باشد .
و در سنهء خمس و عشرين و اربعمائه « 1 » [ 425 / 1034 م ] قصد آمل و سارى كرد و مردم آن ديار يكجا شده مستعدّ قتال گشتند . چون لشكر غزنين به فتح و فيروزى اختصاص يافت « 2 » ، ابا كالينجار « 3 » امير طبرستان رسولان فرستاده خطبه به نام امير مسعود قبول كرد و پسر خويش بهمن و برادرزادهء خود شروين بن سرخاب را به گروگان فرستاد . امير مسعود از آنجا روى به غزنين آورده چون به نيشابور رسيد ، مردم از دست تركمانان سلجوقى تظلّم نمودند . امير مسعود ، بكتغدى « 4 » و حسين بن على ميكائيل را با لشكر انبوه بر سر ايشان فرستاد . چون لشكر را به موضع سند اتّفاق رسيد ، رسول تركمانان آمده پيغام گذارد ، كه ما بنده و مطيع درگاهيم به شرط آنكه چراخور ما مشخّص شود تا نه ما را با كس كارى باشد و نه از كس به ما آزارى رسد . بكتغدى با رسولان درشتى كرده جواب داد كه ميان ما و شما جز به شمشير صلح نيست ، مگر آنكه اطاعت كنيد و از كارهاى زشت بازآييد و كس پيش امير مسعود فرستاده نوشتهاى به نام من آريد تا از شما دست بازدارم . تركمانان چون اين مضمون از زبان [ رسولان ] « 5 » شنيدند ، پيش آمده حرب صعب نمودند و ليك « 6 » شكست يافته پشت به معركه دادند . بكتغدى عقب ايشان درآمده اهلوعيال سلجوقيان را اسير كرد و غنايم بسيار به دست آورد و در وقت مراجعت ، كه جمعيّت بكتغدى در پى غنيمت متفرّق بودند ، داود تركمان از تنگىهاى كوه برآمده حمله بر لشكر بكتغدى آورد و تا دو شبانهروز حرب قايم بود . بكتغدى حسين بن
هامش
( 1 ) . در روضة الصّفا ، 6 / 2953 و حبيب السير ، 2 / 392 : سنهء ست و عشرين و اربعمائه [ 426 ق ] .
( 2 ) . پ : « يافت » ندارد .
( 3 ) . مقصود ابو كاليجار 159 انوشيروان بن منوچهر بن قاموس بن وشمگير ، حاكم آل زيار طبرستان است كه بين سالهاى 420 تا 426 حكومت نمود و در سال 441 ق درگذشت .
( 4 ) . بكتغدى ( بك - بيگ + تغدى ) به معنى بيگزاده . منتخب التواريخ ، 1 / 15 : تغدى بيگ .
( 5 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 6 ) . ش : اتّفاق افتاد و عاقبت تركمانان .