تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
مجد الدّولهء ديلمى 157 را ، كه به حكم سلطان محمود در يكى از قلاع هند محبوس بود ، نزد خود طلبيد .

خطبه « 1 » خواندن سلطان مسعود در بلاد مكران 158

در سنهء اثنى و عشرين و اربعمائه [ 422 / 1031 م ] ، سلطان مسعود از بلخ به غزنين آمد و لشكر به كچ و مكران فرستاده در آن ولايت خطبه و سكّه به نام خود گردانيد . و [ احوال آنجا ] « 2 » آن‌چنان بود كه والى آن ولايت فوت شده از وى دو پسر ماند . يكى ابو العساكر و ديگر عيسى . و عيسى ولايت پدر را متصرّف شده و ابو العساكر را ، من كلّ الوجوه ، بىدخل ساخت و ابو العساكر از مقاومت برادر عاجز آمده روى به درگاه مسعود آورد و معروض داشت كه اگر پادشاه لشكر فرستاده نوعى نمايد كه ولايت كچ و مكران به تصرّف اين فقير درآيد ، در سلك ساير دولت‌خواهان منسلك گشته سكّه و خطبهء آن ولايت به نام سلطان زمان خواهم گردانيد . سلطان مسعود ملتمس او را مبذول داشته لشكرى انبوه همراه او كرد و گفت : « اگر عيسى در مقام صلاح آيد و ولايت را برادرانه بخشش كند ، فهو المراد ، و الّا از وى انتزاع نموده به ابو العساكر بسپارند . » و چون ابو العساكر با لشكرى مستعدّ كارزار به آن حدود رسيد ، عيسى برگشته‌بخت « 3 » ، به تقليد روستايىگرى گرفتار شده از تنزّل ابا و امتناع نمود و كار به جايى رسيد كه اكثر مردم از وى جدا شده به ابو العساكر پيوستند . و با وجود آن حال ، با جمعى از مخصوصان و نزديكان به معركه آمده آن مقدار كوشش نمود كه كشته شد و ابو العساكر بر بلاد موروثى مستولى شده خطبه و سكّه به نام سلطان مسعود گردانيد . و در همان سال ، سلطان مسعود ايالت ولايت رى و همدان و ساير بلاد جبال را
هامش
( 1 ) . پت : قصّه . ( 2 ) . پ . ش . پت : ندارد . از ن ، 1 / 40 آورده شد . ( 3 ) . ش : « بخت » ندارد .