تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
در دل هوس شراب و بر لب توبه * زين توبهء نادرست يا رب توبه

فرّخى 153

شاگرد عنصرى است . آورده‌اند كه پدرش از موالى امير خلف والى سيستان بوده . فرّخى خدمت دهقانى از دهاقين سيستان اختيار كرد . هرسال دويست كيل [ 61 ] پنج منى و صد درم يافتى . بعد از آن زنى خواست از موالى بنى خلف و خرج او زياده شد . قصّه را به دهقان گفته التماس نمود كه مرا سيصد كيل و صد و پنجاه درم بايد داد . دهقان گفت : « تو لايق بيش از اينى ، امّا مرا قدرت بيش از اين نيست . » فرّخى نوميد شده نزد ابو المظفّر ، برادرزادهء سلطان محمود غزنوى ، رفت و اين قصيدهء غرّا گذرانيده خلعت و نقود وافر يافت :

نظم

تا پرند نيلگون بر روى پوشد مرغزار « 1 » * پرنيان هفت رنگ اندر سرآرد كوهسار خاك را چون ناف آهو مشك زايد بىقياس * بيد را چون پرّ طوطى برگ رويد بىشمار
و بعد از آن نزد سلطان محمود رفته بر مراتب عاليه ترقّى نمود ، چنان‌كه بيست غلام زرّين كمر در پس او سوار مىشدند

دقيقى

از شعراى ماتقدّم است در عهد سلطان محمود ، اوّل او ابتداى شاهنامه كرد و هزار بيت كمابيش « 2 » گفته ، فردوسى آن را به اتمام رسانيد و از اشعار او اين قطعه نوشته شد :
هامش
( 1 ) . مصراع اوّل در ديوان فرخى ( ص 77 ) چنين است :چون پرند نيلگون بر روى پوشد مرغزار. ( 2 ) . پ : درهم‌ريخته و نامفهوم ، از ش تصحيح شد .